{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۸

پارت ۲۸

جونگ کوک:وایسا ...تو ...چرا انقد
یونا:من‌ باید برم فعلا دوستام منتظرن
یونگی:برو برو به کارت برس

یونا:بچه ها چیشد
جینو:هنوز نه پیدا نکردم
یونا:الان کجایی
شیو:تو اتاق بالایی هست و فعلا کسی اطرافش نبوده حواست باشه جینو
جینو:اوکی
شیو:کسی که تورو نشناخت نه یونا؟
یونا:یونگی یونگی منو شناخت
جینو:چی
شیو:همینو کم داشتیم
یونا:چرا خودم باهاش حرف زدم بسه دیگه

یونگی:جونگ کوک خسته نشدی از بس که انقد نگاش کردی با چشمات خوردیش داداش
جونگ کوک:آشنا هست بعدم مگه با چشم میشه کسی رو خورد ؟
جیمین :قضیه چیه؟
جین:ولشون کن جیمین بیایین بریم یه چیزی برداریم
جیهوپ:بچه ها
تهیونگ:هومم؟
جیهوپ:تانر اینجاست
جونگ کوک:اگه تانر اینجا هست پس یونا هم هست
یونگی:ها چه ربطی داره؟
جونگ کوک:چون اون میخواد تانر رو بکشه باید پیداش کنم
یونگی:یعنی دیگه فک نمیکنی که قاتل خواهرشه
جونگ کوک:من از همون اول هم میدونستم که قاتل خواهرش نیست
جیمین:مطمئنی چون تو به خاطر همین موضوع زندانیش کردی
تهیونگ:دقیقا
جونگ کوک:چون نمیخواستم بهش آسیبی برسه
نامجون:ولی خودت بهش آسیب زدی
جونگ کوک:خب آره ولی نمیخواستم و دوست نداشتم که اونم مثل خواهر ناتنی من خواهرمو بکشه
یونگی:یعنی از همون اول دوستش داشتی ولی میترسیدی که شکت واقعی باشه و اونم خواهر خودشو کشته باشه درست میگم
جونگ کوک:آره
نامجون:اگه همون اول به خودش میگفتی این طوری نمیشد
تهیونگ:فعلا ما باید به کارمون برسیم حرف رو بزارین برا بعد
یونگی:دقیقا همین الان همه چیز یادشون اومده

یونا:لعنتی بچه ها فک کنم جونگ کوک منو شناخته
شیو:چی لعنتی بدبخت شدیم یونا فرار کن
یونا:اصلا خیلی نزدیکیم باید پیداش کنی جینو سریع حتی حاضرم بمیرم سریع
شیو:من دارم میام پیشت یونا لباس هم پوشیدم
یونا:نه شیو این طبق نقشه نیست
جینو:این که بهت کمک کنه خیلی خوبه منم میتونم سریع تر پیدا کنم
یونا:اصلا این چیزایی که گفتی ربطی نداره بهم....چرا جواب نمیدین
شیو:سلام من اینجام
یونا:شیووو
جینو:بچه ها پیدا کردم من رسیدم به گاوصندوق شما اونجا باشین من اول باید برم اگه بیایید بیرون بهتون شک میکنن
یونا:ایول هرچی داخلش هست رو بردار
جینو:باز شد ههه‌ خیله خب من میرم تو ماشین ۲۰ دقیقه بعد بیایید بیرون
شیو:خیالت تخت‌
شیو:ولی چرا انقد جونگ کوک نگاه میکنه
یونا:چون خیلی شک کرده

(که جینو کاغذ هارو بر‌میداره و میره توی ماشین میشینه و منتظر بقیه میمونه )

یونا:الان بهترین موقع هست حتی جونگ کوک هم حواسش به ما نیست بریم
شیو:بریم
(که صدای‌ بمب همه‌جا پر میشه )
یونا:این...صدای چیه؟ جینو تو هم دیدی ؟
شیو:جینو؟
یونا:جینو خوبی؟هی صدامو میشنوی جینوو
شیو:لعنتی بدو بریم

(همه به سمت صدا میرن و میبینن که یه ماشین منفجر شده )
یونا:نه نه نه جینو جینووووو جینو تو ماشینه کمکش کنین
(که جونگ کوک دیگه مطمئن میشه که یونا رو‌پیدا کرده)
شیو:یونا نه نمیتونی بری سمت آتیش اون منفجر شده بفهم هیچ جوره نمیتونی جینو ....رو بکشی بیرون(با‌گریه)
یونا:نهههه نمیخوام جینو رو هم از دست بدم ولم کننن
(که دست شیو رو میزنه کنار و میره تو دل آتیش و به مست ماشین میره و شیو میدوه که یونا بگیره ولی......
چطوری بود؟🤗
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲۰(لباس یونا واسه مهمونی)جونگ کوک:یونا کجایی؟یونا:مگه ن...

پارت ۱۴تانر :من کیم؟ من تانر هستم کسی که نامزد یونا هست اوکی...

پارت ۱۳(سالن مهمونی .کیف‌و کفش و لباس یونا)جونگ کوک:هی یونا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط