پارت ۴۶

سرنوشت پیش می‌آید





از ظهر تا حالا میخوام آپ کنم یا نتم یاری نمیده
یا ویسگون باگ داره




[-----------:)
[پارت۴۶)
[-----------:)




جونگ‌کوک: میگما


دلین : بله


جونگ‌کوک: بریم ماه عسل


دلین : چی


جونگ‌کوک: پیش تو منم میخوام برم زنم خلوت کنم ( شیطانی )


دلین : تو فعلا خودت خوب شو



جونگ‌کوک: اخرش که خوب میشم


دلین : میدونم
ولی شرکت چی



جونگ‌کوک: جیمین و تهیونگ هستن


دلین : خب پس قبوله ( لبخند )


جونگ‌کوک: به نظرم ۲ نفره بریم ۳ نفره برگردیم ( پوزخند شیطانی )


دلین : جونگ‌کوکککگگگگ ( حرصی )



جونگ‌کوک: باشع بابا ولی من بچه میخوام


دلین : هنوز زوده


جونگ‌کوک: پس کی ؟


دلین : شاید ۳ سال دیگه


جونگ‌کوک: ۳ سالللل خو من تا اون موقع سرم شده رنگ دندونام


دلین : حالا باشع ۱ سال دیگه


جونگ‌کوک: بازم زیادی ولی به خاطر تو قبول می‌کنم


دلین :.............


جونگ‌کوک: من دوست دارم بچمون دختر بشع


دلین : ولی من پسر خیلی دوست دارم


جونگ‌کوک: پسر میخوای که بیاد جای منو بگیره؟


دلین : شاید ( پوزخند )


جونگ‌کوک: واقعا که
اصلا من دیگه بچه نمیخوام


دلین : باشع بابا
بیا بغلم تو همیشه پسر کوچولوی منی ( جونگ‌کوک رو بغل میکنه )


جونگ‌کوک: تو تخت که ددیم کی شدم پسر کوچولو ( پوزخند شیطانی و صورتش رو به صورت دلین نزدیک میکنه )



دلین : جونگ‌کوک‌ک‌ک‌ک‌ک‌‌( خجالت زده و حرصی )



جونگ‌کوک: ادم اگه از شوهرش خجالت میکشه



دلین : با این کار های تو برلهه



جونگ‌کوک:......



ادامه دارد....



شرط

۱۵ لایک

۱۵ کامنت

۵ ریپست
دیدگاه ها (۳۶)

پارت ۲۵

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

وقتی برادر ناتنیت بود.

گل خونی پارت 54@ باشعتهیونگ و جونگکوک رفتن تهیونگ بیرون وایس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط