تقدیم به مولا علی (ع):
تقدیم به مولا علی (ع):
مثل تیری که خودش رو به هدف می آید
ناخود آگاه دلم سمت نجف می آید
سمت شهری که پر از توست علی هر وجبش
چند قرن ست که بوی تو گرفته رطبش
چند قرن ست جهان پنجره ی کوچک توست
خضر با آن همه فرزانگی اش کودک توست
هر کجا بود نبی یک تنه یارش بودی
با نود زخم چه مردانه کنارش بودی
رد شمشیر تو از روی سپرها میریخت
سر در آورد ز هر معرکه سرها میریخت
با ید حق دهن کافر و ملحد بستی
مثل آن میله که بر گردن خالد بستی
چقدر عرش خدا با تو تعامل دارد
چون که دست تو علی رو بخدا پل دارد
رو به ایوان تو چشمان ملک پشت صف ست
صد و ده پنجره در عرش به سمت نجف ست
بی خود از خود شدم و رو به شما آوردم
نقطه با شدی و دور شما میگردم
فال حافظ زدم و خواجه در این دام افتاد
عکس ایوان تو در آینه جام افتاد
تو رسیدی و زمان پشت سرت جا مانده
دهن کعبه ازین شوکت تو وا مانده
عالم عرش برای تو علی فرش شده
رد پای تو ولی در همه دنیا مانده
تو تعلق به جهان دگری داشته ای
ماندم از اینکه چرا پس حرمت جا مانده
از شما چیز زیادی که نگفتیم هنوز
گفتنی های تو در سینه زهرا مانده
ذوالفقار تو زمین را به زمان می دوزد
پس چرا فاطمه در معرکه تنها مانده
بگذارید به مولود رجب برگردیم
بگذریم و دو سه کوچه به عقب برگردیم
بر جهاز شتران رفت به منبر آن روز
دست در دست خدا بود پیمبر آن روز
روزی مور ز دستان ولی می آید
چقدر خاتم شاهی به علی می آید
سند مستند شیعه غدیر است غدیر
و فقط حیدر کرار امیر ست امیر
نگذریم از سخن عشق ندیدم خوشتر
کاش در صحن و سرای تو بمیرم حیدر
مثل تیری که خودش رو به هدف می آید
ناخود آگاه دلم سمت نجف می آید
سمت شهری که پر از توست علی هر وجبش
چند قرن ست که بوی تو گرفته رطبش
چند قرن ست جهان پنجره ی کوچک توست
خضر با آن همه فرزانگی اش کودک توست
هر کجا بود نبی یک تنه یارش بودی
با نود زخم چه مردانه کنارش بودی
رد شمشیر تو از روی سپرها میریخت
سر در آورد ز هر معرکه سرها میریخت
با ید حق دهن کافر و ملحد بستی
مثل آن میله که بر گردن خالد بستی
چقدر عرش خدا با تو تعامل دارد
چون که دست تو علی رو بخدا پل دارد
رو به ایوان تو چشمان ملک پشت صف ست
صد و ده پنجره در عرش به سمت نجف ست
بی خود از خود شدم و رو به شما آوردم
نقطه با شدی و دور شما میگردم
فال حافظ زدم و خواجه در این دام افتاد
عکس ایوان تو در آینه جام افتاد
تو رسیدی و زمان پشت سرت جا مانده
دهن کعبه ازین شوکت تو وا مانده
عالم عرش برای تو علی فرش شده
رد پای تو ولی در همه دنیا مانده
تو تعلق به جهان دگری داشته ای
ماندم از اینکه چرا پس حرمت جا مانده
از شما چیز زیادی که نگفتیم هنوز
گفتنی های تو در سینه زهرا مانده
ذوالفقار تو زمین را به زمان می دوزد
پس چرا فاطمه در معرکه تنها مانده
بگذارید به مولود رجب برگردیم
بگذریم و دو سه کوچه به عقب برگردیم
بر جهاز شتران رفت به منبر آن روز
دست در دست خدا بود پیمبر آن روز
روزی مور ز دستان ولی می آید
چقدر خاتم شاهی به علی می آید
سند مستند شیعه غدیر است غدیر
و فقط حیدر کرار امیر ست امیر
نگذریم از سخن عشق ندیدم خوشتر
کاش در صحن و سرای تو بمیرم حیدر
- ۳.۸k
- ۰۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط