{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهد

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهد
جرات لمس لب از آن لب خندان بدهد

لذت بوسه و یک عمر پریشانی و آه
مثل آن گندم ممنوعه که شیطان بدهد

رقص اندام بلورین تو در شعر من و
بغض انباشته در سینه که یاران بدهد

مجرم موی تو بر شانه لختت ریخته
شعله افشان شده تا تکیه به طوفان بدهد

چشم سبزت که زده طعنه به گلهای بهار
خبر از گرمی یخ های زمستان بدهد

خواستن آخر این راه شد و زود رسید
وای اگر عشق در این مرحله فرمان بدهد

شرح افسانه ی ما و غزلی نیمه تمام
عشق باید که به این مسئله پایان بدهد.
دیدگاه ها (۱)

صبر کن آیه قسم جور کنم تا نروییا در و پنجره را کور کنم تا نر...

من از تکرار بیزارم ولی تکرار تو زیباستنوازش های دستانت طلوع ...

تقصیر خودم نیست اگر داغ و کبودمحرف تو که آید به میان ، سخت ح...

نشسته ای به قلبِ من، خیالِ پا شدن مکنتو جفتِ خوب قلبمی ، فکر...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۴

پارت دو

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهدجرات لمس لب از آن لب خندان ...

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهدجرات لمس لب از آن لب خندان ...

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهدجرات لمس لب از آن لب خندان ...

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهدجرات لمس لب از آن لب خندان ...

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهد"جرات لمس لب از آن لب خندان...

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهدجرات لمس لب از آن لب خندان ...

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهد.جرات لمس لب از آن لب خندان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط