{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهد

وای اگر عشق به من قدرت ایمان بدهد
جرات لمس لب از آن لب خندان بدهد

لذّت بوسه و‌ یک عمر پریشانی و... آه
مثل آن گندم ممنوعه که شیطان بدهد

رقص اندام بلورین تو در شعر من و
بغض انباشته در سینه که باران بدهد

مُجرم موی تو بر شانه ی لُختت ریخته
شعله افشان شده تا تکیه به طوفان بدهد

چشم سبزت که زده طعنه به گل های بهار
خبر از گرمی یخ های زمستان بدهد

خواستن آخر این قصه شد و زود رسید
وای اگر عشق در این مرحله فرمان بدهد

شرح افسانه ی ما و غزلی نیمه تمام
عشق باید که به این مسئله پایان بدهد
دیدگاه ها (۰)

الهــا ; پادشــاها; بی‌نیـــازا  خداونـدا، کریـما ،کارســازا...

خدا از اون بالا نگاه میکنه و با خودش میگه ینی عقل این بندمو ...

امروز پلیس راهور از امنیت خودروها انتقاد کرده بودحالا سخنگوی...

حق من بود که باشى و نگاهم بکنىکه به هر ثانيه با عشق دعايم بک...

پارت ۴"نمیخوام با اون کله سفید برم ماموریت! نمیخوام."اوبیتو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط