بیشتر از آنکه تصور کنی ...خیانت دیده ام
بیشتر از آنکه تصور کنی ...خیانت دیده ام
وبیشتر از انکه باور کنی... قلبم را شکسته اند
اما تو....
اما تو نه خیانت کردی و نه قلبم را شکستی...
تو جگرم را آتش زدی...
زبانم میگوید..
.زبانم میگوید ...به امید روزی که روزگارت سیاه تر از پر کلاغ... تیره تر از غروب و غمگینتر از دم جدایی باشد...
اما دلم میگوید...
به امید روزی که آشیانت بالاتر از آشیان عقاب...
چشم انداز نگاهت زیباتر از بهشت...
بر لبانت لبخند وصد هزار پری کنیزت باشند...
تو که تازه رسیدی از گرد راه
تو که تازه به دل ما رسیدی
تو چجوری مارو دیوونه دیدی؟
تو چجور نقشه برامون کشیدی؟
عمریه ...
عمریه که عاشق خداییه... این دل ما... آخر خط و باز فداییه این دل ما...
تو یکی بیاو از پشت دیگه خنجرش نزن... ذالفقار عشقتو تو یکی برسرش نزن ...
دل مارو تو دیگه در به در این در و اون درش نگن...
گل ما رو به خزونه تو باعشقت دیگه پرپرش نکن...
بیچاره خوش باورو ساده و پاک دل ما واسه یک ذره وفا عمری هلاک دل ما...
بیا با ما تو یکی از ته دل یار بشو راس راسی بیا باما عمری گرفتار بشو...
تو که تازه رسیدی از گرد راه تو که تازه به دل مارسیدی تو چجوری مارو دیونه دیدی تو چجور نقشه برامون کشیدی
نکنه هوس گریبون دلت رو بگیره نکنه تا جون گرفت دوباره این دل بمیره
نکنه اشک مارو تو هم بخوای دربیاری نکنه حوصلمونو تو بخوای سر بیاری
ما دیگه حوصله ی حرفای پوچ و نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت کوچ و نداریم
سر به سرم بزار ولی سر به سر دلم نذار یه باری از دوشم بگگیر مشکل رو مشکلم نذار
نکنه اشک مارو تو هم بخوای در بیاری نکنه حوصلمونو تو بخوای سر بیاری ما دیگه حوصله ی حرفای پوچ و نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت کوچو نداریم.
بیا با ما تو یکی از ته دل یار بشو راستی راسی بیا با ما عمری گرفتار بشو
ای زاده ی هفت پشت اصالت ای زاده ی پشت اصالت در مکتب عشاق اگر این بود جوابت لعنت به تو و ذات خرابت
ای شناگر قابل تو آب نمیدیدی بازیچه ی شبگردان مهتاب نمیدیدی
ای زاده ی هفت پشت اصالت تفصییر تو این بود اگر از اصل نجابت لعنت به تو و ذات خرابت
اینک تو این مرداب اینک تو این مهتاب بیداری اگر این است رفتیم دگر در خواب ای کرم بدن شب تاب
به به چه قشنگی تو درین نقش بر آبت لعنت به تو و ذات خرابت
رفتیمو ازین رفتن رفتیمو ازین رفتن بسیار تورا بخشیم آزادی و قلب تو بر رفتن ما خندید
آن تازه رس نوبر گر حال مرا پرسید گو شکر خدا گفتمو راضی زه ثوابت لعنت به توو ذات خرابت
بر اصل و نسب بالی ای اصل و نسب عالی ای کاش نبینی تو آن روز که پامالی
ای عاشق پوشالی اینک تو و جولانگه مستان شرابت لعنت به تو و ذات خرابت...
لعنت به تو....
وَ....
ذات خرابت.....
لَــعــنَــتـــ....بـِ....تــ....و....✔️
وبیشتر از انکه باور کنی... قلبم را شکسته اند
اما تو....
اما تو نه خیانت کردی و نه قلبم را شکستی...
تو جگرم را آتش زدی...
زبانم میگوید..
.زبانم میگوید ...به امید روزی که روزگارت سیاه تر از پر کلاغ... تیره تر از غروب و غمگینتر از دم جدایی باشد...
اما دلم میگوید...
به امید روزی که آشیانت بالاتر از آشیان عقاب...
چشم انداز نگاهت زیباتر از بهشت...
بر لبانت لبخند وصد هزار پری کنیزت باشند...
تو که تازه رسیدی از گرد راه
تو که تازه به دل ما رسیدی
تو چجوری مارو دیوونه دیدی؟
تو چجور نقشه برامون کشیدی؟
عمریه ...
عمریه که عاشق خداییه... این دل ما... آخر خط و باز فداییه این دل ما...
تو یکی بیاو از پشت دیگه خنجرش نزن... ذالفقار عشقتو تو یکی برسرش نزن ...
دل مارو تو دیگه در به در این در و اون درش نگن...
گل ما رو به خزونه تو باعشقت دیگه پرپرش نکن...
بیچاره خوش باورو ساده و پاک دل ما واسه یک ذره وفا عمری هلاک دل ما...
بیا با ما تو یکی از ته دل یار بشو راس راسی بیا باما عمری گرفتار بشو...
تو که تازه رسیدی از گرد راه تو که تازه به دل مارسیدی تو چجوری مارو دیونه دیدی تو چجور نقشه برامون کشیدی
نکنه هوس گریبون دلت رو بگیره نکنه تا جون گرفت دوباره این دل بمیره
نکنه اشک مارو تو هم بخوای دربیاری نکنه حوصلمونو تو بخوای سر بیاری
ما دیگه حوصله ی حرفای پوچ و نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت کوچ و نداریم
سر به سرم بزار ولی سر به سر دلم نذار یه باری از دوشم بگگیر مشکل رو مشکلم نذار
نکنه اشک مارو تو هم بخوای در بیاری نکنه حوصلمونو تو بخوای سر بیاری ما دیگه حوصله ی حرفای پوچ و نداریم ما دیگه خسته شدیم طاقت کوچو نداریم.
بیا با ما تو یکی از ته دل یار بشو راستی راسی بیا با ما عمری گرفتار بشو
ای زاده ی هفت پشت اصالت ای زاده ی پشت اصالت در مکتب عشاق اگر این بود جوابت لعنت به تو و ذات خرابت
ای شناگر قابل تو آب نمیدیدی بازیچه ی شبگردان مهتاب نمیدیدی
ای زاده ی هفت پشت اصالت تفصییر تو این بود اگر از اصل نجابت لعنت به تو و ذات خرابت
اینک تو این مرداب اینک تو این مهتاب بیداری اگر این است رفتیم دگر در خواب ای کرم بدن شب تاب
به به چه قشنگی تو درین نقش بر آبت لعنت به تو و ذات خرابت
رفتیمو ازین رفتن رفتیمو ازین رفتن بسیار تورا بخشیم آزادی و قلب تو بر رفتن ما خندید
آن تازه رس نوبر گر حال مرا پرسید گو شکر خدا گفتمو راضی زه ثوابت لعنت به توو ذات خرابت
بر اصل و نسب بالی ای اصل و نسب عالی ای کاش نبینی تو آن روز که پامالی
ای عاشق پوشالی اینک تو و جولانگه مستان شرابت لعنت به تو و ذات خرابت...
لعنت به تو....
وَ....
ذات خرابت.....
لَــعــنَــتـــ....بـِ....تــ....و....✔️
- ۴.۹k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط