قفسِ طلایی (Golden Cage)
قفسِ طلایی (Golden Cage)
P.14
دکتر:خانم ا.ت...علائم رو نشون دادن
کوک:یعنی چی الان ..
دکتر:یعنی به هوش میان
کوک:..جدی ..ا اون به هوش میاد یعنی الان
دکتر:بله*لبخند
کوک:.م ممنون واقعا ممنونم*خوشحال
هوپی:بهت که گفتم
کوک:ممنون هیونگ ....کی بهوش میاد؟
دکتر:تا شب به هوش میان
کوک:خوبه ممنون..دستتون درد نکنه خسته نباشید ممنون
دکتر:خوانش میکنم*خنده
دکتر:من دیگه میرم
کوک:باشه بازم ممنون
و از اونجا رفت
هوپی:مبارکه پسر
اما کوک بعد کمی فکر ناراحت سرشو پایین انداخت
هوپی:یا خب حالش خوبه به هوش میاد دیگه برای چی ناراحتی
کوک:اون بهوش میاد ولی...ولی اگه منو نبخشه چی
هوپی:....
کوک:اینکه الان اینجاست تقصیر منه اون بخاطر من نزدیک بود بمیره...میترسم منو نبخشه
هوپی:ا.ت دختر خوش قلبیه اگه ابراز پشیمانی کنی و یه معذرت خواهی مفصل احتمال داره ببخشتت الان به این فکر نکن مهم اینه که حالش خوب میشه
کوک:امیدوارم ..درسته
هوپی:خوبه
کوک:هیونگ؟
هوپی:بله
کوک:من...من ادم خیلی بدیم..نه؟
هوپی:کوککک کی همچین چیزی رو گفته
کوک:خودم فهمیدم
هوپی:چیشد که به همچین نتیجه ای رسیدی
کوک:من کسی که دوسم داشته رو نابود کردم اون فقط از من کمک میخواست...ازم میخواست که از خانوادش نجاتش بدم ..ولی من بدترش کردم
هوپی:کوک تو خودتم بچهای توام جوونی فقط 24 سالته بی عقلی کردی تو خودتم بچگی نکردی ..درسته اشتباه بزرگی کردی ولی میتونی درستش کنی فقط کافیه خودت بخوای
کوک:هیونگ تو همیشه بهمون امید میدی*خنده اروم
هوپی:خب اگه من اینکارو نکنم کی میخواد بکنه
کوک:...ممنون که پیشمونی
هوپی:خواهش میکنم پسر اخه این چه حرفیه تو فقط خودتو اذیت نکن
....
(امنترین جای جهان، قشنگترین زندان او بود.)
P.14
دکتر:خانم ا.ت...علائم رو نشون دادن
کوک:یعنی چی الان ..
دکتر:یعنی به هوش میان
کوک:..جدی ..ا اون به هوش میاد یعنی الان
دکتر:بله*لبخند
کوک:.م ممنون واقعا ممنونم*خوشحال
هوپی:بهت که گفتم
کوک:ممنون هیونگ ....کی بهوش میاد؟
دکتر:تا شب به هوش میان
کوک:خوبه ممنون..دستتون درد نکنه خسته نباشید ممنون
دکتر:خوانش میکنم*خنده
دکتر:من دیگه میرم
کوک:باشه بازم ممنون
و از اونجا رفت
هوپی:مبارکه پسر
اما کوک بعد کمی فکر ناراحت سرشو پایین انداخت
هوپی:یا خب حالش خوبه به هوش میاد دیگه برای چی ناراحتی
کوک:اون بهوش میاد ولی...ولی اگه منو نبخشه چی
هوپی:....
کوک:اینکه الان اینجاست تقصیر منه اون بخاطر من نزدیک بود بمیره...میترسم منو نبخشه
هوپی:ا.ت دختر خوش قلبیه اگه ابراز پشیمانی کنی و یه معذرت خواهی مفصل احتمال داره ببخشتت الان به این فکر نکن مهم اینه که حالش خوب میشه
کوک:امیدوارم ..درسته
هوپی:خوبه
کوک:هیونگ؟
هوپی:بله
کوک:من...من ادم خیلی بدیم..نه؟
هوپی:کوککک کی همچین چیزی رو گفته
کوک:خودم فهمیدم
هوپی:چیشد که به همچین نتیجه ای رسیدی
کوک:من کسی که دوسم داشته رو نابود کردم اون فقط از من کمک میخواست...ازم میخواست که از خانوادش نجاتش بدم ..ولی من بدترش کردم
هوپی:کوک تو خودتم بچهای توام جوونی فقط 24 سالته بی عقلی کردی تو خودتم بچگی نکردی ..درسته اشتباه بزرگی کردی ولی میتونی درستش کنی فقط کافیه خودت بخوای
کوک:هیونگ تو همیشه بهمون امید میدی*خنده اروم
هوپی:خب اگه من اینکارو نکنم کی میخواد بکنه
کوک:...ممنون که پیشمونی
هوپی:خواهش میکنم پسر اخه این چه حرفیه تو فقط خودتو اذیت نکن
....
(امنترین جای جهان، قشنگترین زندان او بود.)
- ۲.۴k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط