{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خه‌خه به نام ایزد آن روی کیست یارب

خه‌خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
آن سحر چشم و آن رخ آن زلف و خال و آن لب

در وصف حسن آن لب ناهید چنگ مطرب
بر چرخ حسن آن رخ خورشید برج کوکب

مسرور عیش او را این عیش عادتی غم
بیمار هجر او را این مرگ صورتی تب

نقشی نگاشت خطش از مشک سوده بر گل
دامن فکند زلفش بر روز روشن از شب

دامیست چین زلفش عقل اندرو معلق
جزعیست چشم شوخش سحر اندرو مرکب

گه مشک می‌فشاند بر مه ز گرد موکب
گه ماه می‌نگارد در ره ز نعل مرکب

در پیش نور رویش گردون به دست حسرت
بربست روی خود را بشکست نیش عقرب

بردارد ار بخواهد زلف و رخش به یک ره
ترتیب کفر وایمان آیین کیش و مذهب

در من یزید وصلش جانی جوی نیرزد
ای انوری چه لافی چندین ز قلب و قالب


انوری
دیدگاه ها (۲۰)

خاکی دلم که در لب آن نازنین گریختتشنه است کاندر آب‌خور آتشین...

در خیمه گه نیافت چو در مشک آب، آبآنگه سکینه کرد به سقا خطاب،...

زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرستیک موی سر به مهر به دست صبا ...

مست‌ و بیخود سروناز من به‌ صحرا می‌رودبا چنین مستی نگه کن تا...

یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفتداد خود را زان مه بیدادگر خو...

یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفتداد خود را زان مه بیدادگر خو...

یک شب آخر دامن آه سحر خواهم گرفتداد خود را زان مه بیدادگر خو...

#حافظهواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانیکه هم نادیده می‌ب...

ناز این لعبت مهپاره کشیدن داردرخ زیبای فریب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط