ناز این لعبت مهپاره کشیدن دارد

ناز این لعبت مهپاره کشیدن دارد
رخ زیبای فریبای تو دیدن دارد

از لب وا شده چون پسته ی رفسنجانت
دو سه تا بوسه ی جانمایه چه چیدن دارد

دله وامانده ی من در گرو زلف تو شد
ار سر هر مژه ات عشق پریدن دارد

این دله خسته که عمری شده منزلگه غم
با قدم رنجه ی تو شوق تپیدن دارد

تا تو هستی نکشم منت مه روی دگر
دل از این دارجهان ، با تو بریدن دارد

گر چه پایان ره عشق پر از پیچ و خمست
از سر ذوق وصال تو رسیدن دارد

هر چه گویم نتوان گفت همه حسن تو را
بر تن شعر و غزل ،جامه، دریدن دارد

ای به قربان تو و آن خم ابروی سیاه
ناز کن چون ز تو این عشوه خریدن دارد
دیدگاه ها (۳)

چند روزے است ســـرم میل بُریـــدن دارداین چہ حالے است؟ دلم م...

نرگسِ مستِ دوچشمانِ توچیدن داردانتظار تو به هر کوچه کشیدن دا...

ناز این عشق مگر بی تو خریدن داردمقصد راه مگر بی تو رسیدن دار...

م و خ ا م ت...بودنـت حـس عجیبی ‌ست که دیـدن داردنـاز چشمـان ...

نرگسِ مستِ دوچشمانِ توچیدن داردانتظار تو به هر کوچه کشیدن دا...

بودنت حس عجیبی ست که دیدن داردناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن ...

بودنت حس عجیبی ست که دیدن داردناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن ...

بودنت حس عجیبی ست که دیدن داردناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن ...

بودنت حس عجیبی ست که دیدن داردناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن ...

بودنت حس عجیبی ست که دیدن داردناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط