...صبر کن خدا در را باز میکند. تنها، نشستن و مودب بودن کا

...صبر کن خدا در را باز میکند. تنها، نشستن و مودب بودن کار شماست . اما باز کردن یا باز نکردن در با اوست . اختیاری نیست! هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست . مبادا بروی و بگویی چیزی نمیدهند . با هنر و فهمت تا پشت در برو . در را محکم نزنی . یا اصلا در نزن .صاحبخانه خودش میداند، انجا بنشین .
شبی که حضرت زهرا را میخواستند دفن کنند اصحاب حضرت امیر پشت در آمدند تا کمک کنند . حضرت امیر امام حسن را فرستاد که پشت در صدای گریه می آید، ببین کیست ؟ امام حسن گفت اصحابند، گریه میکنند که در را باز کنید داخل بیاییم . حضرت فرمود بگو بروند اول اذان بیایند تشییع جنازه کنند .
اینها رفتند اما یکی ماند و نرفت. همانجا نشست . نتوانست برود . یک دقیقه بعد حضرت امیر دیدند هنوز صدای گریه می آید فرمودند پسرم مگر نگفتی بروند؟! عرض کرد چرا ، دو مرتبه دم در رفت و فرمود چرا نرفتی ؟ گفت : پای رفتن نداشتم ... حضرت امیر گفتند : بگو بیاید داخل.
ببین که کمی پشت در ایستادن خوب است . به اشاره ملتفت باش. از یکسال، پنج سال پشت در ایستادن نترس. پشت در بهترین جاست . حاج محمد اسماعیل دولابی
دیدگاه ها (۱۴)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :2- جریان انحرافی دوم، ...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

پرنسس ناخواسته

...صبر کن خدا در را باز میکند. تنها، نشستن و مودب بودن کار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط