Another world

part: 5
___________
بابام یدفه دست از کتک زدن برداشت با لبخند چندشی بهم نگاه کرد

ب/م: ببین منو، یا فردا پولو میاری یا خودتو میدم بری دیگه انتخواب با توعه

بعد هم رفت تو اتاقش و در رو محکم کوبید
دیگه تحمل نداشتم و به دیوار تکیه دادم و زانو هام رو بقل کردم که اشکام سرازیر شد


عالیه فقط همینو کم داشتم، الانم نوبت من شد
ولی الان وقت کم اوردن نبود باید یه فکری میکردم
رفتم تو اتاقم و اون ته کنار دیوار یکی از سنگ های کف کنده شده بود و اونجا وسایل مهمم رو میزاشتم
سنگ رو برداشتم و هرچی پول پسنداز کرده بودم برداشتم و سنگو سرجاش گزاشتم
یه لباس مناسب پوشیدم و یه کیف برداشتم و یکی دو دست لباس خوب
نمیتونستم حتی به الیا بگم دارم چیکار میکنم چون اونطوری بابام ولش نمیکرد پس فقط بهش پیام دادم که دوسش دارمو اینا و حاظر شدم که برم

نمیدونستم قراره چیکار کنم و کجا برم فقط میدونستم باید برم
در اتاق رو باز کردم و اول از لای در نگاهی انداختم بعد که مطمئن شدم کسی نیست خارج شدم
اروم از جلوی در اتاق بابام رد شدم، استرس کل وجودم رو فرا گرفته بود و بالاخره رسیدم به در و از خونه خارج شدم

هنوز افتاب طلوع نکرده بود پس کسی تو کوچه خیابون نبود، سریع پولیو که از اتاقم برداشته بودم به ۳ قسمت تقسیم کردم و توی جیب شلوارم و کتم و کیفم گزاشتم تا اگر دزد زد یا اتفاقی افتاد بی پول نشم

بعد رفتم ایستگاه مترو و اونجا سیم کارت گوشیم رو دراوردم و اونجا انداختم اشغالی تا فکر کنن من با مترو رفتم و از طرفی نتونن با سیمکارت ردمو بزنن

رفتم کنار اتوبان و دستمو تکون میدادم تا بلکه کسی وایسه

باللخره یه راننده کامیون وایساد و مرد سن بالایی بود ، بنظر ادم بدی نمیرسید

راننده کامیون: کجا میری ابجی؟
میا: نمیدونم ولی باید از اینجا دور شم
راننده کامیون: اتفاقی افتاده؟
میا: منو ۳ سال پیش دزدیدن و اوردن به این شهر بالاخره فرار کردم و دارم میرم، ولی خب خونه خاصی ندارم تمام افراد خانوادم فوت شدن
راننده: او...باشه من یه رفیق دارم میتونه کمکت کنه بریم اونجا
________________
پارت قبل و بعد:
https://wisgoon.com/min.mare
دیدگاه ها (۱)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

رمان آیدل پارت ۳ ادامه +: ام خب بابا من درسام رو خوندم...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

اسم فیک: عشق در یک نگاه part: ۷ کفشم رو پوشیدم رفتم پایین از...

From hate to lovePart:5 بعدش از خونه زدم بیرون سوار ماشینم ش...

رمان جونگکوک

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

Pat:1اسم : عاشق چشماش شدم ا.ت . صبح که از خواب بیدار شدم دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط