رمان آیدل پارت ۳
رمان آیدل پارت ۳
ادامه +: ام خب بابا من درسام رو خوندم و خودت هم میدونی چقدر کره رو دوست دارم میشه میشه لطفاً بزاری من برم کره . ×: نه ات تو هنوز خیلی سنت کمه من اجازه نمیدم.+: آخه.. ×: گفتم نه برو تو اتاقت. با حرص و عصبانیت رفتم تو اتاقم و درو بستم و شروع کردم به غرغر کردن+: آخه چرا چرا باید اجازه ندن من کجا سنم کمه آخه چه دلیل مسخره ای آه. یهو دیدم مامانم اومد و گفت÷: دخترکم برات یه خبر خوب دارم. من با بابات حرف زدم و اونم گفت که اجازه میده بری کره الان داره کارات میکنه فردا ساعت ۹ صبح پرواز داری. مامانم تا که اینو گفت مثل برق گرفته ها از جام بلنده شدم و گفت+: مرسیییییییی. رفتم حموم و ۲۰ مین بعد اومدم بیرون کارای لازم کردم و گرفتم و مامانم منو برای شام صدام کرد رفتم شاممو خوردم و زود گرفتم خوابیدم باورم نمیشد بالاخره میتونستم برم کره و بالاخره برم کنسرت بی تی اس و جونگ کوک ببینم با این فکر به خواب رفتم .
فلش بک به صبح:
ادامه دارد......💜🖤
ادامه +: ام خب بابا من درسام رو خوندم و خودت هم میدونی چقدر کره رو دوست دارم میشه میشه لطفاً بزاری من برم کره . ×: نه ات تو هنوز خیلی سنت کمه من اجازه نمیدم.+: آخه.. ×: گفتم نه برو تو اتاقت. با حرص و عصبانیت رفتم تو اتاقم و درو بستم و شروع کردم به غرغر کردن+: آخه چرا چرا باید اجازه ندن من کجا سنم کمه آخه چه دلیل مسخره ای آه. یهو دیدم مامانم اومد و گفت÷: دخترکم برات یه خبر خوب دارم. من با بابات حرف زدم و اونم گفت که اجازه میده بری کره الان داره کارات میکنه فردا ساعت ۹ صبح پرواز داری. مامانم تا که اینو گفت مثل برق گرفته ها از جام بلنده شدم و گفت+: مرسیییییییی. رفتم حموم و ۲۰ مین بعد اومدم بیرون کارای لازم کردم و گرفتم و مامانم منو برای شام صدام کرد رفتم شاممو خوردم و زود گرفتم خوابیدم باورم نمیشد بالاخره میتونستم برم کره و بالاخره برم کنسرت بی تی اس و جونگ کوک ببینم با این فکر به خواب رفتم .
فلش بک به صبح:
ادامه دارد......💜🖤
- ۱۶۷
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط