خاکستان

خاکستان
********************
اینجا سیستان است
چشمها می سوزند
ریه ها پر ز غبار
من در این اندیشه
که اگر سعدی بود
باز هم می فرمود
چون که هر بار نفس میگیری
شکر باید بکنی
چون مُمِدّ است حیاتت را این
و فرح بخشد ذات پاکت؟
*************************************
سعدیا روحت شاد
توی این شهر غریب
هر نفس چون که رود در سینه
پر گرد است و غبار
و چو بیرون آید
جانم از سرفه و از درد رساند به لبم

*************************************
اینجا سیستان است
شهر خاموش فراموش شده
شهر خاک و سرفه
شهر درد ریه
شهر صبر است و سکوت

لیک من باز در این فکر عجیب
که اگر جای خدا من بودم
چه ثوابی باید می دادم روزه مردم خاکستان را؟
می پذیرفتم آیا روزه اینان را؟
یا که باطل کرده است روزه سیستان را
گرد و خاکی که رسیده است به اعماق وجود

*************************************
سر این قصه دراز است ولی
دیگرم نایی نیست
و بریده است امانم سرفه
بار الها تو خودت فکری کن
بهر این خاکستان
پیشتر زانکه نه از تاک نشانی ماند
و نه از تاکستان

دکتر محمد اله بخش
زابل – 25/4/1393
دیدگاه ها (۳)

**پارت ۳۴**سکوتِ سنگینِ اتاق فقط با صدای نفس‌های تند و هجومی...

p7

چند پارتی بازی ممنوع

پارت ۴: تقابلِ دو دنیا(پارت اخر)روزهای بعد، مثل یک ریتم تکرا...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

چشم های زن و شوهر از تعجب گرد شد. این تصمیم میتونست زندگیشون...

Part "68"☆ویو راوی☆عقربه‌های ساعت روی دیوار عمارت از نیمه‌شب...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو)پارت𝟏𝟐...حرفش با صدای زنگ ...

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 50 "" ویو پارک آنجلینا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط