{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پای منبر

پای منبر
✅ آیت الله قرهی: ترفند فتنه گرهای زمان امام حسن(ع)

فتنه‌گرها؛ هر بار با روش جدید می‌آیند!

معاویه از روی فریب با عمروعاص گفتند: دیگر قرآن که نمی‌توانیم به نی کنیم، لذا با یک فتنه جدید آمدند. چون حسن بن علی(ع) به هیچ عنوان، اهل سازش نیست، پس اقدام کرد به خرید سربازان و سران لشگر امام حسن(ع) و این فتنه بعدی بود؛ مثلاً همین ابن عباس که یک موقعی می‌خواست، نماینده‌ امیرالمومنین(ع) در حکمیّت بشود را معاویه با پول خرید، و البته بعد که فهمید اشتباه کرده، توبه کرد، ولی دیر بود، بعضی مواقع فرصت برود، فایده‌اش رفته است، خدا کند انسان عاقبت به خیر شود.
شاید یک دلیل اینکه بنی‌عباس که ظاهراً مقابل بنی امیه بودند، ولی بزرگترین ضربه را به اسلام زدند، همان موضوع خرید ابن عباس باشد. البته در مثل می‌گویند سگ زرد برادر شغال است، اینها هر کدام از آن یکی بدتر بودند و هر دو مثل هم بودند و سپاه امام را هدف قرار دادند و پای مبارک ایشان را زخمی کردند و امام را مجبور به پذیرش صلح کردند.
این‌بار با فتنه دیگری آمدند چون فتنه‌ها در گذشت زمان فرق می‌کند و ما نباید فکر کنیم همه‌ی فتنه ها همچون فتنه‌ گذشته، یک شکل دارد.
اینها عقل گرایی کردند، عقل جاهلی، یا همان مکر؛ گفتند: به امام حسن(ع) برگه سفید می‌دهیم تا هرچه خواست بنویسد، چون در مذاکرات، دو طرف چانه می‌زنند و مطالب می‌نویسند، امّا اینها کاغذ سفید امضا دادند، گفتند: او اصلا ً قبول نمی‌کند و آیندگان می‌گویند: معاویه قصد خیر داشت، ولی امام حسن قبول نکرد.
امّا امام حسن(ع) پذیرفت و موارد بسیاری در آن نوشت که مثلاً حق نداری بعد از خودت خلیفه تعیین کنی. اینها عقلشان گفته بود که امام نمی‌پذیرد و آبرویش می‌رود، اما کار برعکس شد و رو دست خوردند «لا تری الجاهل الا مفرطاً او مفرّطاً» جاهل یا افراط می‌کند یا تفریط.
منبع:وارث

♦️عزاداری ماه صفر، مهدیه حضرت قائم(عج)، آذر 94♦️

ّ
دیدگاه ها (۳)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها. (بخش اول)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع) بخش دوم

قصه چهاردهم: معاویه (قسمت پایانی)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

#لطفا_ورق_بزنیدمیدونستی نپذیرفتن حرف حق و حساب مثل چیه؟؟!؟!م...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :عقل معاش :آدمی، در ای...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

قصه دوازدهم: زید بن صوحان

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط