دلم تنگ است و این شبها یقین دارم که میدانی،
دلم تنگ است و این شبها یقین دارم که میدانی،
صدای غربت غم را از احساسم تو میخوانی،
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین،
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی،
میان برزخ عشقت پریشان و گرفتارم،
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی؟...!!!
صدای غربت غم را از احساسم تو میخوانی،
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین،
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی،
میان برزخ عشقت پریشان و گرفتارم،
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی؟...!!!
- ۱.۵k
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط