دلم تنگ است این شبها...... یقین دارم که می دانی
دلم تنگ است این شبها...... یقین دارم که می دانی
صدای غربت من را ...... از احساسم تومی خوانی
شدم از درد و تنهایی ......... گلی پژمرده وغمگین
ببار ای ابر پاییزی ........... که دردم را تو میدانی
میان دوزخ عشقت ......... پریشان و گرفتارم
چـرا ای مرکب عشقم ..... چنین آهسته می رانی ؟
صدای غربت من را ...... از احساسم تومی خوانی
شدم از درد و تنهایی ......... گلی پژمرده وغمگین
ببار ای ابر پاییزی ........... که دردم را تو میدانی
میان دوزخ عشقت ......... پریشان و گرفتارم
چـرا ای مرکب عشقم ..... چنین آهسته می رانی ؟
- ۲.۹k
- ۱۷ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط