دلم تنگ است و این شبها یقین دارم که میدانی
دلم تنگ است و این شبها یقین دارم که میدانی
صدای غربت غم را از احساسم تو میخوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی
میان برزخ عشقت پریشان و گرفتارم
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی ؟
صدای غربت غم را از احساسم تو میخوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی
میان برزخ عشقت پریشان و گرفتارم
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته میرانی ؟
- ۱.۸k
- ۱۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط