همه ی آدم ها یکسانند!

همه ی آدم ها یکسانند!
تا جایی همراهی ات می کنند که حالشان را خوب کنی.

فقط کافی است یک روز دلت بگیرد،
خسته باشی،
حال خودت را نداشته باشی؛
آن وقت خواهی دید هیچ کس وقتی برایت ندارد.

فقط کافی است یک روز سیگارت تمام شود،
هدفونت را فراموش کنی؛
آن وقت خواهی دید حتی پیاده روهای این شهر لعنتی حالت را ندارند.

فقط کافی است یک روز پاییزی هوای یک قهوه ی دو نفره به سرت بزند؛
آن وقت خواهی دید تمامی میزهای کافه ها تک نفره چیده شده اند.

فقط کافی است دلت چت کردن با یک دوست بخواهد توی فضای مجازی؛
آن وقت خواهی دید هیچ تیکی کنار سلامت نخواهد خورد.

فقط کافی است خاطراتت را که مرور می کنی هوایی یک صدا شوی؛
آن وقت خواهی دید دستگاه مشترک مورد نظر چند لحظه ای است خاموش شده است.

بعضی روزها فقط کافی است بخواهی
آن وقت خواهی دید چقدر تنها شخص اول مفرد هستی...

درست مثل امروز!
دیدگاه ها (۱)

#حکایت_قدیمی 🌿 حکایت ملانصرالدین و ارزن روی طنابروزی روزگاری...

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

پروانه جان

پارت ۳۳ — «بهایی که برای یک تصمیم گذاشته بودند»چند روز بعد، ...

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط