{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش می‌توانستند

ای کاش می‌توانستند


از آفتاب یاد بگیرند

که بی‌دریغ باشند

در دردها و شادی‌هاشان

حتی

با نانِ خشکِشان

و کاردهایشان را

جز از برایِ قسمت کردن

بیرون نیاورند.

شاملو
دیدگاه ها (۱)

انگار مامانم رفته بازار و منو نبرده...انگار دندونمو کشیدن و ...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

هیییییچ حرکت ایدئولوژیک مذهبی تو دل تاریخ نتونسته حکومت چیه ...

چان،لینو و آی ان بودن لیسنینگ پارتی🤍🧡:🐺:به زبون های مختلف سل...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت اول : زبان و کلام، بسیار ارزشمن...

کپشن مهم

Cold melody~» 💜پارت۱درِ استودیو رو آروم باز کردم. صدای بمِ ب...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹¹فضای استودیو، ترکیبی از آرامش و ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟓من هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط