{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Cold melody~»

Cold melody~»
💜پارت۱


درِ استودیو رو آروم باز کردم. صدای بمِ بیسِ آهنگ، توی قفسه سینه‌ام می‌کوبید. مین یونگی پشت میزِ گرون‌قیمتش نشسته بود، دستاش رو تکیه‌گاهِ چونه‌ش کرده بود و با اون هدفون‌های بزرگش، کاملاً از دنیا جدا بود. حتی متوجهِ ورودم نشد.

یه پوشه پرونده رو گذاشتم روی لبه‌ی میز. صدای تقِ برخورد پوشه با میز، سکوتِ اتاق رو شکوند. یونگی بالاخره سرش رو برگردوند. اون چشم‌های گربه‌ای و سردش رو دوخت بهم. یه نگاهی که انگار داشت می‌گفت: «تو چرا هنوز اینجایی؟»

هدفون رو کشید دور گردنش و با لحنی که از یخ سردتر بود، گفت:
— «کسی بهت یاد نداده قبلِ وارد شدن در بزنی؟ یا کلاً کار کردن با آدمایِ اینجا، آدابِ خاصی نداره؟»

دندونام رو روی هم فشار دادم تا خونسرد بمونم. سعی کردم صدام نلرزه:
— «در زدم. سه‌بار. ولی وقتی صدات تا اون تهِ راهرو میاد، فکر نمی‌کنم متوجه بشی.»

پوزخند زد. یه پوزخندِ رو مخ که فقط مخصوصِ خودش بود. صندلیش رو چرخوند سمتِ مانیتور و دوباره روش خیره شد.
— «ببین، وقتِ من با "فکر کردن"ِ تو تلف نمی‌شه. برو بیرون. تا وقتی خودم صدات نکردم، نه چیزی رو دستکاری می‌کنی، نه لازم دارم اینجا باشی. فهمیدی؟»

💜💜💜
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

پارت ۶: شکستنِ دیوارهای شیشه‌ایسکوتِ عمارت، شب‌ها سنگین‌تر م...

RESPECT OR DIE : پارت نهمپشت عکس یک جمله نوشته شده بود:«اگر ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹⁹ویو: جونگ‌کوکچند دقیقه گذشت.هنوز...

پارت اول : یه برخورد غیر منتظره

پارت ۲۴ 🖤استاد به سمت میز رفت و یک پوشه بیرون آورد.— «قبل از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط