#پارت_32

#پارت_32

گویشو جواب دادم که یهو با صدای داد بابام از جام پریدم ، بدبخت ارتام انگار روح دیده بود ...

+ کدوم گوری بودی تا الان ، با خودت نمیگی یه پدر و مادر دارم باید بهشون خبر بدم کجام ، میدونی مامانت چیکشیده توی این چن وقت اگ پرهام نمیگفت که حالت خوبع تا الان سکته کرده بود ، اخه بچه تو با خودت چی فک کردی هان ؟ چی فک کردی یه زنگ به ما نزدی ؟


همه اینا رو تن تن و پشت هم گف پشمام ریختع بود چجوری نفس کم نیاورد اخه ...

- بابا بخدا نمیخواستم ناراحتتون کنم

+ نمیخواستی ولی کردی حالا بگو ببینم کجایی حالت چطوره

- خوبم و خب ...

+ خب چی

راستش نمیدونستم چی باید بهش بگم ، به ارتام نگاه کردم که اشاره کرد گوشیو بدم بهش ..گوشیو که دادم اول یه سلام کرد بعدش یهو گوشیو از گوشش فاصله داد فک کنم بابام بدجور سرش داد زده بود ، یکم با بابام جرف زدو گفت که میتونه همه چیو حل کنه و قرار شد یه مدت همینجا بمونیم و بعد بریم عمارت بابا بزرگ ...


+ ولی از همون بچگی قبل اینکه این درگیریا به وجود بیادم من همیشه از بابات میترسیدم رسما خیلی ترسناکه

-جدی میگی

+ ارع بابا ، البته تو ازش ترسناک تری

- من ؟ من بدبخت به این مظلومی اخه از دلت میاد

+ نع نع ببخشید ....
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی (درخواستی)

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

دیو و دلبر پارت ۵ رفت درو محکم بستم یه گوشه حمام کز کردم بدن...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 017"""""""""""""""""""""""""""""""...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

marry without love

مهمونی خطرناک پارت:23ویو اتبابای ات: عزیزم، تو دختر منی. می‌...

P7 .PRISON MAFIA.

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط