𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 017
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
که خنده ی بلندی کرد و گفت"
_قرمز دوست داری خوشگله ؟
_به تو چه مرتیکه کره بز
با حرص زیر لب فش ن///اموسی بهش دادم که گفت"
_شنیدم ها
_منم گفتم که بشنوی پشگل
اخمی کرد و از اتاقم بیرون رفت
فکر کنم بهش بر خورد خب به من چه ناراحت شه...
عررررررررررررررررررررررر ملت ننه بابا دارن منم ننه بابا دارم تو این چند ساعت حتی یه بار هم بهم زنگ نزدن
احساس میکنم واقعا منو از یتیم خونه پیدا کردن اخه این حجم از بی احساسی خیلی چیزه
گوشیمو یه چک کردم ببینم که کسی بهم پیام داده یا نه اما هیچی ب هیچ
پوففف اینم بخاطر سین..گلیه دیگه حوصلم سر رفته بود بخاطر همین رفتم تو تلگرام و وارد یه گروه چت شد
پیاماشونو سین میکردم و هیچی نمیگفتم از گپشون که اومدم بیرون یه نفر بهم پیام داد
نوشته بود سلام پروفایلشو چک کردم اوو چه جذابه لعنتی
سریع سین و کردم و جواب دادم"
_سلام
دودقیقه بود ان بود سین نکرده بود خواستم از پیویش خارج شم که جواب داد سریع سین کردم"
_خوبی عزیزم
عزیزم چی کشک چی مرتیکه هول"
_ممنون
سریع سین کرد و جواب داد"
_میتونم اسمتون رو بدونم بانو ؟
_نه خیر
_چرا
_چون که نمیدونم حالا سیـ/تیر
هاهاها بدبخت
ولی بدک نبوداا
سریع لباسای خوابمو پوشیدم و خودمو انداختم رو تخت از بس خسته بودم حوصله تحلیل و تجزیه بیشتر اتاق رو نداشتم و خوابیدم......
_______________
شرایط پارت بعد:
ایندفعه نمیخوام شرط بذارم فردا ساعت دوازده اینا پارت میدم بتون
_______________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 017
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
که خنده ی بلندی کرد و گفت"
_قرمز دوست داری خوشگله ؟
_به تو چه مرتیکه کره بز
با حرص زیر لب فش ن///اموسی بهش دادم که گفت"
_شنیدم ها
_منم گفتم که بشنوی پشگل
اخمی کرد و از اتاقم بیرون رفت
فکر کنم بهش بر خورد خب به من چه ناراحت شه...
عررررررررررررررررررررررر ملت ننه بابا دارن منم ننه بابا دارم تو این چند ساعت حتی یه بار هم بهم زنگ نزدن
احساس میکنم واقعا منو از یتیم خونه پیدا کردن اخه این حجم از بی احساسی خیلی چیزه
گوشیمو یه چک کردم ببینم که کسی بهم پیام داده یا نه اما هیچی ب هیچ
پوففف اینم بخاطر سین..گلیه دیگه حوصلم سر رفته بود بخاطر همین رفتم تو تلگرام و وارد یه گروه چت شد
پیاماشونو سین میکردم و هیچی نمیگفتم از گپشون که اومدم بیرون یه نفر بهم پیام داد
نوشته بود سلام پروفایلشو چک کردم اوو چه جذابه لعنتی
سریع سین و کردم و جواب دادم"
_سلام
دودقیقه بود ان بود سین نکرده بود خواستم از پیویش خارج شم که جواب داد سریع سین کردم"
_خوبی عزیزم
عزیزم چی کشک چی مرتیکه هول"
_ممنون
سریع سین کرد و جواب داد"
_میتونم اسمتون رو بدونم بانو ؟
_نه خیر
_چرا
_چون که نمیدونم حالا سیـ/تیر
هاهاها بدبخت
ولی بدک نبوداا
سریع لباسای خوابمو پوشیدم و خودمو انداختم رو تخت از بس خسته بودم حوصله تحلیل و تجزیه بیشتر اتاق رو نداشتم و خوابیدم......
_______________
شرایط پارت بعد:
ایندفعه نمیخوام شرط بذارم فردا ساعت دوازده اینا پارت میدم بتون
_______________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
- ۱.۵k
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط