بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گویدهمی
بوسم خاکی را که بوی کربلا دارد . . .
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

۲۰ مهر؛ به یاد خواجه‌ی شیرازامروز، شیراز بوی گل و شراب و شعر...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

#دلنوشت #استوری #تکست #متن #حرف #حرف_دل #سخن_دل #دلنوشته #خا...

عاشقانه ها

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

پارت ۳: وقتی رویا رنگِ حقیقت می‌گیره!جین که انگار از گریه‌ها...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط