{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اخر

پارت اخر
وقتی بهت تجا*وز کرد
درخواستی
وقتی ارونا و ایون رسیدن ارونا ایون و با ویلچر به حیاط پشتی برد که ایون با دیدن صحنه جلوش یلحظه هنگ کرد و نمیدونست چه اتفاقی داره میوفته دورش ارونا ایون و برد دقیقا سر نقطه مورد نظر که جین با کت و شلوار وارد شد و جلوی ارونا زانو زد و در جعبه حلقه رو باز کرد و گفت
جین:میدونم که هیچ جوره نمیتونم حال تورو مثل قبل خوب کنم و میدونم که نمیدونم هیچ وقت به عقب برگردم و از انجام اون کار جلو گیری کنم ولی قول میدم از این به بعد برات جبران کنم پیس بیا باهم زندگی جدیدی رو بسازیم من از وقتی به خونه ام اومدی فهمیدم بدون تو نمیتونم زندگی کنم میشه خواهش کنم درخواست منو بپذیری و برای همیشه بشی ملکه زندگی من و با اومدنت نور و به زندگی برگردونی آیا حاضری با من ازدواج کنی؟
ایون که هنگ کرده بود و همینطور سوپرایز شده بود گفت
ایون:وایسا....تو الان جدی میگی
جین:البته
آیون:منکه خیلی وقته عاشقتم معلومه که قبول میکنمممممم
که یدفعه همه جیغ زدن و کلی خوشحالی کردن و جین انگشتر رو وارد انگشت ایون کرد و گفت
جین:هیچ وقت ترکم نکن و تا ابد فقط ملکه زندگی من باش
ایون:مگه پادشاهی بهتر از تو میتونم پیدا کنم


و بعد از کلی وقت ایون سلامتی خودش و بدست اورد و با جین ازدواج کرد و بعد از دکتر رفتن های زیاد برای بچه دار شدن از ۴ سال صاحب دوتا دختر دوقلو شدن

پایان:)))))
بچه ها فیک جدید تو راهه دیگه درخواستی نمینویسم تا اون فیک و بنویسم و تموم بشه بعد دوباره درخواستی مینویسم
دیدگاه ها (۳)

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت سوم(فردا صبح)و...

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۶_____________________✨🌝✨__...

part 14

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

{چند شلتی درخواستی}وقتی بدون ددیت رفتی بار....پارت:۲وقتی رسی...

تک پارتیا/ت_جینسلام من ا/ت هستم ۲۴ سالمه با جین تازه ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط