پارت ۶

ات رو برد زیر دوش
+آی خیلی سرده تهیونگ نمیتونم🥺(لرز)
_ته لباسشو درآورد رفت ات و بغل کرد
_ هیس من اینجام پیشتم
+تهیونگ سردمه
_الان گرم میشی
ات و شست آوردش بیرون یه لباس گرم تنش کرد موهاش رو خشک کرد خوابوندش رو تخت
+تهیونگ
_بله
+ببخشید بی خبر رفتم قول میدم دیگه سیگار نکشم
_این تقصیر تو نیست کسی که باید عذر بخواد آرمیان نه تو
+تهیونگ دوست دارم
_منم دوستت دارم خب بیا بغلم بریم خونت
+راستی تها کجاست
_خونه ی مامانم بهش گفتم تورو بردم دکتر مریض شدی
+آها باشه بغلم کن برین خونه
ات برد خونه و یه لایو گرفت

_آرمیا شما نباید انقدر به همسر من توهین کنید همسر من تو شرایط روحی و جسمی خوبی نیستش پس لطفا بس کنید من نمیخوام همسرم رو بخواطر اینکه شما ازش خوشتون نمیاد از دست بدم



وآزمیا با ات خوب شدن حال ات خوب شد و به خوبی خوشی زندگی کردن

یه سوال من خودم تو این فیک مثل سگ به ا‌ت حسودیم شد مخصوصا تو این پارت شما چطور؟؟؟؟
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

جادویی به نام عشق

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

دو سال گذشته بود.تهیونگ و ات حالا ازدواج کرده بودن و زندگی‌ش...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

مربی موتور سوار

Last leaves/رمان جیمین

پارت ۲۲

𓆩 پارت ۷۱ 𓆪 🖤جیمین با عصبانیت گوشی رو محکم توی دستش گرفت.ـ ا...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط