ما از حرف هایی که نمی زنیم ,

ما از حرف هایی که نمی زنیم ,

به حرف مى افتیم...

وَ همانقدر که سکوت خفه مان کرده ,

این حرف های دنباله دار هم ,

فاصله بینِ تنفسمان می اندازد...


من با تو حرف دارم ,

و اما همرنگِ سکوت شده ام...

من در تو سکوت می کنم ,

و از حرف هایم می مانم...

من از حرف به حرف ,

و از سکوت به سکوت,

و سکوت به حرف ,

و از حرف به سکوت ,

انقدر در رفت و شد بوده ام ,

که دیگر برایم تشخیصِ حرف هایی که باید می زدم ,

با سکوت هایی که فتح کرده ام ,

ساده نیست...

من بر خرمنی از باروت ,

و کبریتم از اشک هایم خیس...
دیدگاه ها (۳)

دزیره،شاید اگر آن روزها می‌دانستم بعضی آدم‌ها فقط یک‌بار از ...

♥️🖇بيا برويم به صد و پنجاه سال قبلبه خانه‌های حوض‌دار به اتا...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پروانه جان

سناریو جونگکوک

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.31 (روایت از زبان ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط