{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان پارت چهارم

رمان پارت چهارم

#دیانا
بلخره کلاسمون تموم شد وای خدا
)
بچه ها نیکا و عسل هم داخل دانشگاهاشون فرق داره )
م. دیانا بریم کافه ؟ یا بریم رستوران؟
د. بریم کافه
م. بش
د. مهدیس میگم
م. جان
د. کی ترم مون تموم میشع؟
م. احتمالا ۱ ماه دیگ
د. بعدش دکتریم؟
م. وای دیانا اره دیگ اسگول شدی؟
د. ت خبی ؟
م. دیانا میگم سه شنبه تعطیل هستیم با دخترا بریم صبح شمال تا جمعه؟
د. این هفته؟
م. ن ۲ هفته دیگ
د. بش
م. خب دیگ پاشو بریم خونه
د. هق بش
م. پاشو دیگ😑
د. چته ت ؟
م. نمو
د. خاعک
م. بریم
د . بریم


تا ۱۶ لایک
کیوتا شب خوش❤💙🖤💜
دیدگاه ها (۴)

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

آوای شب پارت ۱۴موقعیت : ظهرساعت: ۵:۳۶ویو نویسنده ملیندا دربا...

پارت ۶۷#ممدد. آقای ارسلان رفتن کما محراب . چی داداشم توروخدا...

فصل دوم پارت ۸۱#دیانا د. ارسلان بریم تهران ا. ن د. چلا ا. آخ...

پارت ۳۴ #رضا رفتم اتاق عسل خواب بود ر. عسلیم ع.ر. عسل عشقم ع...

فصل دوم پارت ۷۲.#دیانا دیدم داره تردیک میشهد. چتها. دیانا می...

فصل دوم پارت ۷۳#دیانابا نیکا رفتیم سمت خونه ن. وایی دیانا می...

پارت اول #دیانامنو مهدیس و نیکا و عسل و پانیذ رفیق بودیم د. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط