دیگر کنار بستر من دیده تر مکن

دیگر کنار بستر من دیده تر مکن
درد دل غریب مرا بیشتر مکن
وقتی که من به روی تو در باز کنم
این قدر بر زمین ز خجالت نظر مکن
هنگام غسل دادن و دفنم فقط علی
یک تن ز دشمنان خودت را خبر مکن
اصلا چرا تو این همه غمگین نشسته ای ؟
زانو بغل مگیر مرا خون جگر مکن
با زینبم وصیت من شد که بعد از این
از کوچه های تنگ مدینه گذر مکن
بانوی خانه ی توأم و کار می کنم
پرسش از این خمیدگی و این کمر مکن
در کوچه هم مغیره به تو خنده می کند
از کوچه ای که می گذرد او گذر مکن
راحت برو به بستر خود خواب ناز کن
شبها کنار بستر من دیده تر مکن
...
یا علی ... بعد از زهرا چه میکنی ؟!
یا فاطمه الزهرا س ادرکنی
دیدگاه ها (۱۰)

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

بسم الله الرحمن الرحیمصحیفه سجادیه قسمت دوم :(فراز 5)- اللّ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط