{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو بودیو یه لباس

تو بودیو یه لباس
بودی تو تو بغلم گردنت بود رو لبم
افتاب طلوع اصن نیکرد اون روز فقط
منو تو با نور شمع
کاری کرد اروم بشم صدا تو با نور شمع
با تو خوبه داغونشم ♡-♡


#Baran
#Zedbazi
دیدگاه ها (۵)

رومان قطره قرمز (پارت 9)

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

رومان روز برفی (پارت8)از زبان اتواقعا خیلی آروم بود خوابش بو...

پارت ۳۴

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part29آروم چشاشو باز کردمنو که دید محکم بغلم ...

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

#چندپارتیموضوع:(وقتی ازش فرار میکنی)تا ابد و یک، دوست دارم!ج...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:30.اخرقطع کردمو سوار ماش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط