{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپشننننن🤭🎀

کپشننننن🤭🎀

عروسک من😈🔞

پارت شصت و یک

لبای پایینیمو به دندون میکشید م.ک میزد
نفسم بند اومد که آروم جدا شد

-فقط ۳۰ روز

نفساموبیرون دادم و بعد نگاه چشمای قهوه ایش
کردم

+۳۰ رو برای چی نیک

-برای اینکه تو عاشقم شی عروسک

صدای تقه های نِلی پشت در زیادتر میشد

+داری بهم وقت میدی

لبخند گرمی زد

-تو اون ۳۰ روز هر کاری میکنم واست ،انگشتش کنار چشمم نشست و اشک کنار چشممو پاک کرد

+ولی من برای شناختت

بوسه ای کنار لبم میزنه

-تو اون ۳۰ روز باهم کلی میگردیم برای شناخت کافیه دستمو
به گردنبند یاقوتم کشیم

با لبخند کجی کنار گوشم لب میزنه

+میدونی اون یاقوت خون هستش خون آدمایی که قبل من اذیتت میکردن

با این حرفش یه قدم رفتم عقب

میخواستم بیرونش بیارم که لب برچید

-بیرونش نیار عروسک بهت میاد

گردنبند رو دست میگیرم

+روانی

میخنده و یه قدم میاد جلو قلبم تند میزد
خیلی نمیدونم چمه

-عروسکم بیا جلو دلم میخواد تو آغوشم باشی

#رمان #عاشقانه #بزرگسال_مافیایی

نه جدیی جدیی یاقوت واقعی نبود خون آدمایی بود
که فرشته رو اذیت میکردن😫🎀😈

جنتلمنننننننننننننننن خطرناکککک🤭🎀
دیدگاه ها (۲۳)

عروسک من😈🔞پارت پنجم+شماها کی هستید دخترا نگاهی بهم انداختن ی...

کپشننننن مهمهه 😈🎀عروسک من😈🔞پارت بیست و نوه تقه ای به در خورد...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

کپشنننن مهمهههه گودی گودی🎀🤣عروسک من😈🔞پارت بیست و هشتویکتور ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط