سناریو ران پارت اخر
نویسنده: ران تا خبر رو شتید اماده شد رفت بیمارستان
نویسنده: متاسفانه وقتی رسید ا/ت هنوز به هوش نیومده بود
دو روز گذشت و ا/ت هنوز به هوش نیومده بود
ران از اون موقع اصلا خونه نرفته کنار تخت ا/ت منتظر بود ساعت ها میگذشت و هنوز منتظر بود که دوباره اسمشو صدا بزنه
و بلاخره روز بعدش ا/ت اروم اروم چشماشو باز کرد
دید ران سرشو گذاشته کنار تخت ا/ت و خوابیده
ا/ت: ران من کجام
نویسنده: ران با شنیدن صدای ا/ت درجا از خواب بیدار شد
دستاشو گرفت و شروع به گریه
ران: ا/ت منو ببخشید اگه من مست نمیکردم تو اینجا نبودی همش تقصیر منه
هر چقدر دوست داری بزن تو گوشم ولی فقط فقط ترکم نکن
(هی خدا شانس بده)
نویسنده: ا/ت اتفاقات گذشته رو یادش اومد از دست ران عصبی بود
ولی وقتی دید چشمای ران از بی خوابی و گریه گود افتاد اروم سرشو نوازش کرد
ا/ت: ران گریه نکن دیگه کاریه که شده
ران: ولی اگه فقط من مست نمیکردم.......تو الان سر حال بودی
ران: میدونم ....میدونم بخشیدنم برات سخته ولی فقط یه فرصت دیگه بهم بده
نویسنده: ا/ت با شنیدن حرفای ران یکم اروم گرفت
اینکه یهویی به خواد تموم اون چیزارو فراموش کنه سخت براش بود
ولی با این حال یه فرصت دوباره به ران داد
نویسنده: حالا یک سال از اون اتفاق میگذره و رابطه این دو قوی تر و قوی تر شد
پایان
کاراکتر بعدی کی باشه
نویسنده: متاسفانه وقتی رسید ا/ت هنوز به هوش نیومده بود
دو روز گذشت و ا/ت هنوز به هوش نیومده بود
ران از اون موقع اصلا خونه نرفته کنار تخت ا/ت منتظر بود ساعت ها میگذشت و هنوز منتظر بود که دوباره اسمشو صدا بزنه
و بلاخره روز بعدش ا/ت اروم اروم چشماشو باز کرد
دید ران سرشو گذاشته کنار تخت ا/ت و خوابیده
ا/ت: ران من کجام
نویسنده: ران با شنیدن صدای ا/ت درجا از خواب بیدار شد
دستاشو گرفت و شروع به گریه
ران: ا/ت منو ببخشید اگه من مست نمیکردم تو اینجا نبودی همش تقصیر منه
هر چقدر دوست داری بزن تو گوشم ولی فقط فقط ترکم نکن
(هی خدا شانس بده)
نویسنده: ا/ت اتفاقات گذشته رو یادش اومد از دست ران عصبی بود
ولی وقتی دید چشمای ران از بی خوابی و گریه گود افتاد اروم سرشو نوازش کرد
ا/ت: ران گریه نکن دیگه کاریه که شده
ران: ولی اگه فقط من مست نمیکردم.......تو الان سر حال بودی
ران: میدونم ....میدونم بخشیدنم برات سخته ولی فقط یه فرصت دیگه بهم بده
نویسنده: ا/ت با شنیدن حرفای ران یکم اروم گرفت
اینکه یهویی به خواد تموم اون چیزارو فراموش کنه سخت براش بود
ولی با این حال یه فرصت دوباره به ران داد
نویسنده: حالا یک سال از اون اتفاق میگذره و رابطه این دو قوی تر و قوی تر شد
پایان
کاراکتر بعدی کی باشه
- ۴۰.۶k
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط