دلم برای کودکیم تنگ شده.......!!!
دلم برای کودکیم تنگ شده.......!!!
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم!
همه ی آدم ها را دوست داشتم...!!!
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم!!!
مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود....
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار دلم برای خدا تنگ شده .....
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم.....
دلم برای کودکیم تنگ شده...!!!
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم!
همه ی آدم ها را دوست داشتم...!!!
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم!!!
مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود....
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار دلم برای خدا تنگ شده .....
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم.....
دلم برای کودکیم تنگ شده...!!!
- ۷.۵k
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط