{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀

❌ نوجوونا نخونده رد نشید📣 📣

#یادمون_نره


معلم برگه هارو پخش کرد ، امتحان رو شروع کرد و رفت بیرون .گفت من یک ربع بعد میام ..
خیلیا کتابشونو باز کردن و شروع کردن نوشتن ...
بغل دستم نشسته بود گفتم ما هم کتاب هامونو دربیاریم ؟
گفت تو رو نمیدونم اما من در نمیارم
چون خیلی هاشونو بلدم!
اونی هم که بلد نیستم اونقدری ارزش نداره به خاطرش تقلب کنم .معلم اعتماد کرده رفته بیرون !
منم دیدم اون اینکارو نمیکنه کتاب باز نکردم.
معلم اومد تو ..وقتی خواستیم برگه ها رو بدیم گفت باشه پیش خودتون ..خودتون نمره بدین ..بعد رفت پای تخته و نوشت:

❌ (الم یَعلم باّن الله یری !)

⁉ آیا او (انسان) نمی‌داند که خداوند همه اعمالش را می‌بیند؟!!?


نگاش کردم خوشحالی تو چهرش بود ..
#تقلب #امتحان_الهی #خدا
.............🍃 🍂 🍃 ..............
#رسانه باشیم #نشر_همراه_با_لینک_کانال


🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀
🆔 http://sapp.ir/zynbion
دیدگاه ها (۳)

پارت ۴ #پشت غرورت روز بعد، اِما طبق معمول زودتر به مدرسه رسی...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁶﴿ویو راوی﴾دو روز گذشت.دو روزی که ات و ...

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

پارت ۴ | جلسه‌ی دردسرسازظهر شده بود و همه برای جلسه‌ی مهم آم...

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

مهمونی پارت ۶۱

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۸🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)گفتم: + باشه.بعد از کن...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط