part:2🐣
part:2🐣
بچه ها وارد کلاس شدند نیمکت سونا ردیف اول بود همیشه ترجیح میداد تنهایی بنشیدند تا تمرکز بهتری برای شنیدن درس داشته باشد....
معلم انگلیسی وارد کلاس شد قد و قامتی بلند نگاهی سرد کتاب هارا روی میز قرار داد....
تعظیم بسیار کوتاهی کردو بعد با حالتی سرد گفت:
_سلام بچه ها من معلم انگلیسیتون هستم ...
_این کلاس قوانین خودش را دارد...
_موقع درست با دوست حرف نمیزنی...
_اگر امتحان را خراب بدی به مدت ۱۰روز از مدرسه اخراج میشی...
یکی از پسرها دستش را به نشانه ی اعتراض بالا برد....
_استاد اینجا مدرست نه پادگان...
نامجون حرفش را ادامه داد....
_شیوه ی من اینطوری هست اگر کسی نا راضی هست میتونه از کلاس خارج شه...
کسی دیگرچیزی نگفت نامجون گچ را برداشت و به سمت تخته رفت......
شروع کرد به نوشتن روی تخته خطش آنقدر تمیز ولحن گفتاریش آنقدر زیبا بود که بچه ها شک داشتند این مرد دو رگه نباشد......
نامجون تایمر را تنظیم کرد....
_۱۵ دقیقه وقت دارید تا تمام نکات رو وارد دفترتون کنید اگر کسی نتونست کامل بنویسه تنبیه بدنی خواهد شد......
بچه ها خودکار را برداشتند و روی کاغذ نوشتند دست همه از شدت استرس عرق کرده بود اما سونا فقط نوشت بدون اخم، بدون استرس ،و بدون نگرانی....
نامجون نگاهی به سونا که ردیف اول نشسته بود انداخت بعد هم روبه دانش آموزان گفت:
_کمی از این دختر یاد بگیرید بدون غُر زدن داره مینویسه اگر همه ی شما مثل ایشون بودید شاید معلم ها یکی یکی استعفا نمیدادند......
سونا سرش را بالا آورد و برای اولین بار با نامجون چشم تو چشم شد از حق نگذریم مرد زیبایی بود .......
اما مُخ همچین مردی رو زدن اصلا کار آسونی نبود.....
نامجون تایمر را نگه داشت...
_ هرکس که تموم کرده برگه بالا..
فقط سونا برگشو بالا آورد نامجون برگه سونا را دید ....
_آفرین کامل نوشتی...
_ممنونم معلم.....
نامجون جلوی میزش ایستاد خط کش فلزی را از کیف کارش بیرون آورد دانش آموزا آب دهانشان را بزور قورت دادند.....
_از لیست میخونم یکی یکی بیاید جلو....
_کیم سونگ جان ... پارک جهیون.....کیم جانا.....کیم نایو.......پارک بونگ کونگ ...........
کیم سونگ جان جلوی نامجون ایستاد دوتا دستانش را کامل باز کرد نامجون خطش را محکم بر روی دستش زد......
_آخ ،آخ،تنبیه بدنی دیگه رایج نیست میدونی اگر مدیر بفهمه اخراجت میکنه چرا انقدر با ما بد رفتاری میکنی آجوشی......
نامجون خنده کوتاهی کرد....
_خوب رفتار کنیم ؟لحن نامجون بسیار توهین آمیز بود انگاری که از دانش آموز خود یک جوک را شنیده است.....
نامجون حرفش را با آرامش زد....
_وقتی یک معلم بخاطر دانش آموزا استعفا میده بخاطر اینه که از دانش آموزا راضی نیست اگر معلمی گریان کُنان میاد پیش مدیر از ترسش نسبت به شما هاست.....
_چرا چونکه چیزی تا فارغ التحصیلیتون نمونده اما باز هم بچگانه رفتار میکنید ادب ندارید انتظار احترام هم دارید؟
کیم سونگ جان حرفی برای گفتن نداشت نه تنها او کل کلاس داخل سکوت فرو رفت....
سونا داخل ذهن خودش یک سوال را طرح کرد....
_حرف زدن با این مرد یخی هم به دشواری اتفاق میوفته خدا کنه فقط سر شرط بندی شرمسار نشم.........
ادامه دارد^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
بچه ها وارد کلاس شدند نیمکت سونا ردیف اول بود همیشه ترجیح میداد تنهایی بنشیدند تا تمرکز بهتری برای شنیدن درس داشته باشد....
معلم انگلیسی وارد کلاس شد قد و قامتی بلند نگاهی سرد کتاب هارا روی میز قرار داد....
تعظیم بسیار کوتاهی کردو بعد با حالتی سرد گفت:
_سلام بچه ها من معلم انگلیسیتون هستم ...
_این کلاس قوانین خودش را دارد...
_موقع درست با دوست حرف نمیزنی...
_اگر امتحان را خراب بدی به مدت ۱۰روز از مدرسه اخراج میشی...
یکی از پسرها دستش را به نشانه ی اعتراض بالا برد....
_استاد اینجا مدرست نه پادگان...
نامجون حرفش را ادامه داد....
_شیوه ی من اینطوری هست اگر کسی نا راضی هست میتونه از کلاس خارج شه...
کسی دیگرچیزی نگفت نامجون گچ را برداشت و به سمت تخته رفت......
شروع کرد به نوشتن روی تخته خطش آنقدر تمیز ولحن گفتاریش آنقدر زیبا بود که بچه ها شک داشتند این مرد دو رگه نباشد......
نامجون تایمر را تنظیم کرد....
_۱۵ دقیقه وقت دارید تا تمام نکات رو وارد دفترتون کنید اگر کسی نتونست کامل بنویسه تنبیه بدنی خواهد شد......
بچه ها خودکار را برداشتند و روی کاغذ نوشتند دست همه از شدت استرس عرق کرده بود اما سونا فقط نوشت بدون اخم، بدون استرس ،و بدون نگرانی....
نامجون نگاهی به سونا که ردیف اول نشسته بود انداخت بعد هم روبه دانش آموزان گفت:
_کمی از این دختر یاد بگیرید بدون غُر زدن داره مینویسه اگر همه ی شما مثل ایشون بودید شاید معلم ها یکی یکی استعفا نمیدادند......
سونا سرش را بالا آورد و برای اولین بار با نامجون چشم تو چشم شد از حق نگذریم مرد زیبایی بود .......
اما مُخ همچین مردی رو زدن اصلا کار آسونی نبود.....
نامجون تایمر را نگه داشت...
_ هرکس که تموم کرده برگه بالا..
فقط سونا برگشو بالا آورد نامجون برگه سونا را دید ....
_آفرین کامل نوشتی...
_ممنونم معلم.....
نامجون جلوی میزش ایستاد خط کش فلزی را از کیف کارش بیرون آورد دانش آموزا آب دهانشان را بزور قورت دادند.....
_از لیست میخونم یکی یکی بیاید جلو....
_کیم سونگ جان ... پارک جهیون.....کیم جانا.....کیم نایو.......پارک بونگ کونگ ...........
کیم سونگ جان جلوی نامجون ایستاد دوتا دستانش را کامل باز کرد نامجون خطش را محکم بر روی دستش زد......
_آخ ،آخ،تنبیه بدنی دیگه رایج نیست میدونی اگر مدیر بفهمه اخراجت میکنه چرا انقدر با ما بد رفتاری میکنی آجوشی......
نامجون خنده کوتاهی کرد....
_خوب رفتار کنیم ؟لحن نامجون بسیار توهین آمیز بود انگاری که از دانش آموز خود یک جوک را شنیده است.....
نامجون حرفش را با آرامش زد....
_وقتی یک معلم بخاطر دانش آموزا استعفا میده بخاطر اینه که از دانش آموزا راضی نیست اگر معلمی گریان کُنان میاد پیش مدیر از ترسش نسبت به شما هاست.....
_چرا چونکه چیزی تا فارغ التحصیلیتون نمونده اما باز هم بچگانه رفتار میکنید ادب ندارید انتظار احترام هم دارید؟
کیم سونگ جان حرفی برای گفتن نداشت نه تنها او کل کلاس داخل سکوت فرو رفت....
سونا داخل ذهن خودش یک سوال را طرح کرد....
_حرف زدن با این مرد یخی هم به دشواری اتفاق میوفته خدا کنه فقط سر شرط بندی شرمسار نشم.........
ادامه دارد^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
- ۲۸۸
- ۱۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط