🌱غم را روانه کرده ام به دور دست ها...

🌱غم را روانه کرده ام به دور دست ها...
نشسته ام
پشت پنجره ی بهار...
بوسه می زنم بر شعر،گل، قهوه و موسیقی
و مشت مشت شادی در خانه می پاشم...
می خندم
و به فاصله ی من تا من فکر می کنم...
قهوه ام را تلخ سر می کشم

قوی بودن انتخاب من است....
🌈🌻
سارا قبادی💗
دیدگاه ها (۸)

غم را روانه کرده‌ام به دور دست‌ها. نشسته‌ام پشت پنجره‌‌ی بها...

موسیقی

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

جاده بی راهه

مگر ممکن است؟ زخمِ من، احمقانه اما محکم. آنچه در خیال بالا ر...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

اتاقی که وجود نداشت (part4)با گذشت زمان، حضور هیونجین به بخش...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

فیک

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط