{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۳۱

پارت ۱۳۱


لبخندی زد و روبه هیون کرد و به شوخی گفت :
~ انگار بهش گفتی تو طول مراسم فقط ممنونم از لبش بیاد بیرون دختره ی بیچاره رو...

-گیرم گفته باشم ، ربطش به تو چیه

~هی هی...اروم باش شوخی کردم

-بپا شوخیات کار دستت نده

~میشه عروس خانومتون رو یکمی قرض بگیرم ؟

-نخیر!

~ هی حدقل بزار تورشو برداره ، صورتشوهم مخفی کردی

-دلم نمیخواد صورت زنمو ببینن ، توهم اگه خیلی دلت میخواد ببینیش فردا میبینی ،‌ راستی امشب کار داریم ، چیزی نخور مست شی من میدونمو تو...

~اخجون یه درگیری دیگه

-ایندفعه درگیری نیست، فقط برای ترسوندنه...

به اطراف که نگاه کردم اقا بزرگ رو ندیدم ، نکنه بلایی سرش اورده باشه ؟...

+اقا بزرگ کجاست؟

-یه جای خوب...

+گفتم کجاست ؟ چه بلایی سرش اوردی ؟

-به تو ربطی نداره که چه بلایی سرش اوردم ، فقط بدون تلافی اون غلطی که کردو خیلی خوب سرش دراوردم ....
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۳۲~چه غلطی کردن این اقا بزرگ؟- یه غلط خیلی بزرگ... همچ...

پارت ۱۳۳-چیکار نکردی، توهم اینقدر واسه من زبون درازی نکن، وگ...

پارت ۱۳۰~تبریک میگم ، به خبر ازدواج میکنی و به رفیقتم هیچی ن...

پارت ۱۲۹دستتو بده بهم... ن...هق...نمی‌خوام...-بیخودی واسه من...

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

My nurse

‏🐿[۱۵:۰۰ ~ ۱۵:۰۴ به وقت کلمبیا]آه، تبدیل به یه پسر سرماخورده...

خوب خوب چیگرام، میخوام قضیه آرمان رو زر بزنم😂شروع : اسم رمان...

part 33&دوست دارم زودتر بزرگ بشمهر کس بعد این حرف واکنش متفا...

رقص مرگ و عشقp⁷نشستیم و شروع کردیم به خوراکی خوردن×نگفت کجا ...

Part 4

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۳🦋)✥(ویو لوین کاترین)ده دقیقه شده بود که به ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط