🔴 نامش عارف است و #کفاش محله شهران. ۶فرزند دارد و می گوید

🔴 نامش عارف است و #کفاش محله شهران. ۶فرزند دارد و می گوید: خدا به قد و قواره دکانم کار ندارد؛ #روزی_حلال می دهد.
سالهاست کفشهای کهنه را جمع و #تعمیر می کند و به دست #نیازمندان می رساند.

@jangefarhang
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش دوم

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :انسان، متشکل از روح و ...

گردهمایی جانفدایان

خسف | قصه سی و هشتم: عثمان بن سعید (بخش پایانی)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

داستان کودکانه «نِکا و ماشینِ جادوییِ حلِ مشکلات» به نویسندگ...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط