{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را از یک کرم خاکی

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را از یک کرم خاکی

و پرواز را از یک درخت.

بادها، از رفتن به من چیزی نگفتند،

زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمیشناختند!

پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را به یاد نداشتند.

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند!

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را میشناخت

و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را میفهمید

و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار میدانست!

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت.

راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری

دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا را بدوی

و پرواز را یاد بگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.
دیدگاه ها (۳)

.

کیا فروردینین؟؟؟ کامنت بزارن

بنویسید به دیوار سکوتعشق سرمایه هر انسان استبنشانید به لب ، ...

تمام چیزهایی که به تو مربوط میشود زیباست...بودنت؛بهشت میسازد...

پارت ۳۰"نههه بچم، بچمو از زیر دست و پا نجات بدین!"صدای کوبید...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁹صبح، جنگل آرام‌تر از همیشه بود. صد...

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را از یک کرم خاکیو پر...

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را از یک کرم خاکیو پر...

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را از یک کرم خاکیو پر...

...من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را از یک کرم خاکی ...

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که آموختی ، پروا...

🔴بسیار زیباست✨من راه رفتن را از یک سنگ آموختمدویدن را از یک ...

من راه رفتن را از يك سنگ اموختمدويدن را از يك كرم خاكيو پروا...

#برشی_از_یک_کتاب من راه رفتن را از یک سنگ آموختم، دویدن را ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط