یک روز میرسد

یک روز میرسد
یک ملافه ی سفید پایان میدهد
ب من.....
ب شیطنت هایم ....
ب بازی گوشی هایم ..
به خنده های بلندم....
یه روزی ک همه.با دیدن عکسم بغض میکننو میگن :دیونه دلمون برای بازیکوشی هایم تنگ شده :(
دیدگاه ها (۳۸)

پارت پنجم: پچ‌پچِ نجاتتاریکیِ اون اتاق، مثلِ یه هیولایِ بزرگ...

Love youپارت چهاردهمسوار چرخ فلک شدیم ک یهو وسط بازی برقا رف...

با زی حسادت 🍷💋⛓️

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

THE HIDDEN LOVEفصل اول: «قرار نبود امشب بیای!»سئول، کره جنوب...

رمان اسیر خان پارت بیست و چهارم ۲۴ (پایانی)

صاکنش وادقانه‌ی منی که تموم چیزای مربوط بهش (حتی سلفیای بی‌پ...

### پارت ششم: «عطرِ خطر در راهروهای تاریک»نورِ کم‌فروغِ ماه ...

تک پارتی ویو ا.ت نور کم تلویزیون روی صورتمون افتاده بود کنار...

چون حمایت ها بد نبود اینم یه پارت دیگه**پارت ۲۳**جلسه بدونِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط