درمیان شیارهای قلبم#دلنوشته
ای کاش مانند قاب عکسی بودی و هربار می بوسیدمت و می گذاشتم روی طاقچه!
ای کاش باد بودی و به هنگام پگاه موهایم را نوازش می کردی!
ای کاش خورشید بودی و به من می تابیدی!
ای کاش شکوفه بودی و میان تار مویم جای می گرفتی!
ای کاش آبی روان بودی و دستانم را لمس می کردی!
ای کاش شمعی بودی که در ژرفای تاریکی زندگی همراهی ام می کردی، شمعی جاودانه که تمام نمیشد!
ای کاش عطری بودی که وجودم را تسخیر می کرد!
زمین را گشتم و آسمان را پرواز کردم...
اما نبودی!
تو را در قلب خویش پرورانده بودم...
تو صدها کیلومتر از من فاصله داری اما در قلب منی!
تا ابدیت...
ای کاش بهاری بیاید و این فاصله را به یغما ببرد، این غم روی دلم سنگینی میکند بخصوص هنگامی که با نجوای بارانِ آبان ماه انس می گیرد!
ای کاش بیایی!
آن گاه عشقت در دلم و جسمت در آغوش من است...
ای کاش تو هم مانند من به انتظار آن بهار بنشینی...!
ای کاش تو هم انقدر دوستم داشتی!
ای کاش باد بودی و به هنگام پگاه موهایم را نوازش می کردی!
ای کاش خورشید بودی و به من می تابیدی!
ای کاش شکوفه بودی و میان تار مویم جای می گرفتی!
ای کاش آبی روان بودی و دستانم را لمس می کردی!
ای کاش شمعی بودی که در ژرفای تاریکی زندگی همراهی ام می کردی، شمعی جاودانه که تمام نمیشد!
ای کاش عطری بودی که وجودم را تسخیر می کرد!
زمین را گشتم و آسمان را پرواز کردم...
اما نبودی!
تو را در قلب خویش پرورانده بودم...
تو صدها کیلومتر از من فاصله داری اما در قلب منی!
تا ابدیت...
ای کاش بهاری بیاید و این فاصله را به یغما ببرد، این غم روی دلم سنگینی میکند بخصوص هنگامی که با نجوای بارانِ آبان ماه انس می گیرد!
ای کاش بیایی!
آن گاه عشقت در دلم و جسمت در آغوش من است...
ای کاش تو هم مانند من به انتظار آن بهار بنشینی...!
ای کاش تو هم انقدر دوستم داشتی!
- ۵.۵k
- ۱۱ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط