#هان
#هان
#چند پارتی ۲
ویو هان :در رو باز کردی وارد خونه شدی داشتی کتت را روی صندلی میزاشتی که ناگهان ات با شتاب میاد تو بغلت و خودش آویزون می کنه
+سلام عشقم کجا بودی دلم برات تنگ شده بود
_خنده ای کردم و لپ ات را کشید و گفت
یکم کار برام پیش اومد ولی دیگه از این به بعد
بهت میگم
+هان چیزی شده چرا انقدر پکری دوباره کمپانی بهت گیر داده
_........
+ هان باتوام چرا جواب نمی دی
_ات بعد شام می خوام باهات در مورد ی موضوعی حرف بزنم
+خوببببب الان بگو (دست به سینه وایسادی )
_خوب الان گشنمه دوست داری سنجاب استی از گشنگی بمیره
+(خندیدی و رفتین شام )
ویو بعد شام :
#چند پارتی ۲
ویو هان :در رو باز کردی وارد خونه شدی داشتی کتت را روی صندلی میزاشتی که ناگهان ات با شتاب میاد تو بغلت و خودش آویزون می کنه
+سلام عشقم کجا بودی دلم برات تنگ شده بود
_خنده ای کردم و لپ ات را کشید و گفت
یکم کار برام پیش اومد ولی دیگه از این به بعد
بهت میگم
+هان چیزی شده چرا انقدر پکری دوباره کمپانی بهت گیر داده
_........
+ هان باتوام چرا جواب نمی دی
_ات بعد شام می خوام باهات در مورد ی موضوعی حرف بزنم
+خوببببب الان بگو (دست به سینه وایسادی )
_خوب الان گشنمه دوست داری سنجاب استی از گشنگی بمیره
+(خندیدی و رفتین شام )
ویو بعد شام :
- ۱۶۷
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط