عشق رمانتیک من

عشق رمانتیک من
❤😎پارت ۲۷

که یهو گوشی و قاپید و گفت

تهیونگ: منو عصبی نکن

هانیل: نه توروخدا عصبی شو میخوام ببینم چه گوهی میخوای بخوری

(برای شادی روح مرحوم سلوات)

ویو ته

رسیدیم عمارت که دست هانیلو سفت گرفتم میکشیدم دنبالم

هانیل: آیی دستم ول کنش بی‌شعور

ویو هانیل

رفتیم داخل که هینا بدو بدو اومد پایین از پله ها و گفت

هینا: چی شد چی گفت

وایسادم سرجام موهامو مرتب کردم و گفتم

هانیل: بعدا بهت میگم حالا

ته دستمو کشید و رفتیم تو اتاق که درو بست و قفل کرد اومد سمتم و حمله کرد به سمت لبام وحشیانه مک میزد هرچقدر هلش میدادمم نمی‌رفت عقب ای خدا اَه تو از کجا پیدات شد که یکی در زد

هینا: ته داری چی کار میکنی آروم باش

که کوک اومد بلندم کرد و گفت

کوک: بریم نشونت بدم دارن چی کار میکنن خانومم

هینا: بابا تو چی میگی عجب خر تو خری شده ها نهههه نمویامم منو بزار پایین یارو

رفتیم تو اتاق و کوک لبامو مثه این لب ندیده ها می مکید

خب ویو هانیل

فکر کنم خیلی ته رو عصبی کرده بودم که انقدر وحشی بازی درمیاره ( فکر کنی عزیزم شما برو فاتحه بخون)

و گفتم عشقم چته یهو جلو دهنمو گرفتم و فهمیدم چه خاکی خوردم

ته: یه بار دیگه بگو

هانیل: ...

ته: بگووو

هانیل: عش.قم

بلند شد بلندم کرد بردم حموم و لباس پوشیدیم و خوابیدیم خدایا مردمو شفا بده یعنی چی

ویو هینا

لبامو با بدبختی جدا کردم و گفتم

هینا: نمیخوای بست کنی

کوک: اگه همکاری کنی شاید

و دستشو برد زیر کمرم و ناخواسته باهاش همکاری کردم و همینطور لب تو لب بودیم که بلندم کرد و موهامو ناز کرد و گفت

کوک: آفرین دختر خوب

و رفتیم تو تخت و خوابیدیم مثه آدم...
دیدگاه ها (۲۲)

فیک تهیونگ

شاگرد لوس من

Love you پارت ششم!نمیزارین بگم ک-بگو دیگ بدو!پلیسا جای یکی ا...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

ات دیدم جونگ کوک اومد خونه دیدم کیک و یک جعبه پر از لوازم ار...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

رئیس دوست داشتنی من پارت دوازدهمصبح بود من به سرکار اومدم ته...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط