{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات

ات
دیدم جونگ کوک اومد خونه دیدم کیک و یک جعبه پر از لوازم ارایشی دیور دستشه و یه گل
+اینا برای منه (بغض)
_ آره عشقم
وسایل رو از دستش گرفتم و و گذاشتم رو میز گفتم
+مرسی
_خواهش زندگیم
نشستم و کیکو برش زدم خوردیم و رقصیدیم و وسایلامو چیدم تو میز ارایشم کوکی هم کوکم کرد بعد رفتیم خوابیدیم
پایان
میدونم کوتاه شد بیخشید 😣😣
دیدگاه ها (۹)

Cruel Love پارت ۱۰ که صدای لارا اومد#:شما باز دارید دعوا میک...

first love

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

Part ³¹ ویو لیلی جونگکوک بلند شد _ خب دیگه بریم تو هوا...

پارت چهارهم ویو الا همون زمانی که جونگکوک و ات باهم بودن لار...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

جدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط