{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اقا چشاتون روز بد نبینه

اقا چشاتون روز بد نبینه










توکافی شاپ نشسته بودم
که باد شکم اومد سراغم!
صدای موزیک بلند بود، خودمو با بیس موزیک میزون کردم!
که صدای کارمو پوشش بده!
بعد چند اهنگ حالم خوب شد!
قهوه موخوردم؛
یهو دیدم همه منوبه هم نشون میدن!
یادم اومد با هندزفری آهنگ گوش میکردم! !
دیدگاه ها (۱۳)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 167♡⁠。⁠)⁩هوا رو...

......//برده ی زیبا//.....

چند پارتی کوک پارت ³ویو کوک کل راح ا.ت روی پاهام خوابیده بود...

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

سلام...میخوام براتون یه داستان تعریف کنمنه از اون داستان های...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط