{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توکافی شاپ نشسته بودم که بادشکم اومد سراغم! صدای موزیک بل

توکافی شاپ نشسته بودم که بادشکم اومد سراغم! صدای موزیک بلند بود، خودمو با بیس موزیک میزون کردم! که صدای کارمو پوشش بده! بعد چند اهنگ حالم خوب شد! قهوه موخوردم؛
یهو دیدم همه منوبه هم نشون میدن!
یادم اومدبا هندزفری آهنگ گوش میکردم!!
دیدگاه ها (۴۴)

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

چند پارتی کوک پارت ³ویو کوک کل راح ا.ت روی پاهام خوابیده بود...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁷«نیلوفر خونی» رو محکم تلفظ کردم...و ب...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

I can be myself with himPart⁸⁷ضربه ی دیگه ای به در خورد..در ...

رمان آرام باش

KIM V

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

۸۰ لایک و ۳۵ بازنشر و ۳ فالو و ۱۰۰ کام part : 39chapter : 2ق...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط