{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حافظ

#حافظ
آن یار کز او خانه ما جای پری بود
سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود
دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود
تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد
تا بود فلک شیوه او پرده دری بود
منظور خردمند من آن ماه که او را
با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود
از چنگ منش اختر بدمهر به دربرد
آری چه کنم دولت دور قمری بود
عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را
در مملکت حسن سر تاجوری بود
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد
باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود
خوش بود لب آب و گل و سبزه و نسرین
افسوس که آن گنج روان رهگذری بود
خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را
با باد صبا وقت سحر جلوه گری بود
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود
.
بیست هزار تومان
.
تخفیف‌های روزانه در کانال تلگرام ما اعلام می‌شوند:
@mimteam_channel
.
خرید فقط از طریق سایت
برای خرید این طرح‌ها، وارد سایت میم‌تیم شده و عدد ۱۰۴ را در نوار جست‌وجوی سایت وارد کنید:
www.mimteam.com
دیدگاه ها (۱)

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

🎗 ️هر گنج سعادت که خدا داد به حافظاز یمن دعای شب و ورد سحری ...

آن یار کز او #خانه_ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب ب...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

#شعر_قدیمی🌸آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون...

تا آخر بخونید تا متوجه بشید چرا حافظ از خودش تعریف میکنهآن ی...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

دلخوشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط