{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شعر_قدیمی

#شعر_قدیمی

🌸آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بود
سر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود

✨دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود

🌸تنها نه ز رازِ دلِ من پرده برافتاد
تا بود فلک، شیوهٔ او پرده‌دری بود

✨منظورِ خردمندِ من آن ماه که او را
با حُسنِ ادب شیوهٔ صاحب‌نظری بود

🌸از چنگِ مَنَش اختر بَدمِهر به در برد
آری چه کنم؟ دولتِ دورِ قمری بود

✨عُذری بِنِه ای دل، که تو درویشی و او را
در مملکتِ حُسن سَرِ تاجْوَری بود

🌸اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفت
باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود

✨خوش بود لبِ آب و گل و سبزه و نسرین
افسوس که آن گنجِ روان رهگذری بود

🌸خود را بکش ای بلبل از این رشک که گُل را
با بادِ صبا وقتِ سحر جلوه‌گری بود

✨هر گنجِ سعادت که خدا داد به حافظ
از یُمنِ دعایِ شب و وِردِ سَحَری بود

✍#حافظ
دیدگاه ها (۰)

آن یار کز او #خانه_ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب ب...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

🎗 ️هر گنج سعادت که خدا داد به حافظاز یمن دعای شب و ورد سحری ...

تا آخر بخونید تا متوجه بشید چرا حافظ از خودش تعریف میکنهآن ی...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

#حافظآن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از ع...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

❣ آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب ...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط