آن یار کز او خانه ما جای پری بود

آن یار کز او خانه ما جای پری بود

سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود

دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش

بیچاره ندانست که یارش سفری بود

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد

تا بود فلک شیوه او پرده دری بود

منظور خردمند من آن ماه که او را

با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود

از چنگ منش اختر بدمهر به در برد

آری چه کنم دولت دور قمری بود
دیدگاه ها (۶)

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

آن یار کز او #خانه_ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب ب...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

❣ آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب ...

🎗 ️هر گنج سعادت که خدا داد به حافظاز یمن دعای شب و ورد سحری ...

#شعر_قدیمی🌸آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون...

تا آخر بخونید تا متوجه بشید چرا حافظ از خودش تعریف میکنهآن ی...

آن یار کز او خانه ما جای پری بودسر تا قدمش چون پری از عیب بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط