چیزی که خیلی از ماهایی که در کودکی اضطراب رو تجربه کردها
چیزی که خیلی از ماهایی که در کودکی اضطراب رو تجربه کردهایم، متوجهش نیستیم، اینه که:
چون ساکت بودیم، دردسر درست نمیکردیم، جلب توجه نمیکردیم و احساساتمون رو بروز نمیدادیم، اطرافیانمون ما رو «بسیار پختهتر از سنمون» میدونستن.
ما هم بهمرور باور میکردیم که این ویژگی، نقطهقوت ماست.
اما خیلی وقتها، این اصلاً پختگی نبوده، بلکه شیوهای برای بقا بوده که اضطراب در ما ایجاد کرده.
احساساتمون رو سرکوب میکردیم، خودمون رو ابراز نمیکردیم و از اشتباه کردن میترسیدیم.
سالها بعد، ممکنه متوجه بشیم که در بعضی زمینههای اجتماعی و عاطفی، رشدمون از همسنوسالهامون عقبتره، چون پخته به نظر رسیدن با رشد عاطفی سالم، یکی نیست.
گاهی کودکانی که بهخاطر «بیش از حد سربهراه بودن» تحسین میشن، در واقع فقط کودکانی هستن که بیش از حد اضطراب دارن.
چون ساکت بودیم، دردسر درست نمیکردیم، جلب توجه نمیکردیم و احساساتمون رو بروز نمیدادیم، اطرافیانمون ما رو «بسیار پختهتر از سنمون» میدونستن.
ما هم بهمرور باور میکردیم که این ویژگی، نقطهقوت ماست.
اما خیلی وقتها، این اصلاً پختگی نبوده، بلکه شیوهای برای بقا بوده که اضطراب در ما ایجاد کرده.
احساساتمون رو سرکوب میکردیم، خودمون رو ابراز نمیکردیم و از اشتباه کردن میترسیدیم.
سالها بعد، ممکنه متوجه بشیم که در بعضی زمینههای اجتماعی و عاطفی، رشدمون از همسنوسالهامون عقبتره، چون پخته به نظر رسیدن با رشد عاطفی سالم، یکی نیست.
گاهی کودکانی که بهخاطر «بیش از حد سربهراه بودن» تحسین میشن، در واقع فقط کودکانی هستن که بیش از حد اضطراب دارن.
- ۲۶۳
- ۲۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط