1 : 45 a clook
part: 21
________________
از این پارت به بعد ا/ت علامتش +
و جونگوکوک علامتش -
+: چی باعث شد فکر کنی من تو کارای تو دخالت میکنم؟ من فقط اومدم تو شرکتی که وکیلشم تو معلوم نیست از کدوم گوری پیدات شده و الان منو بستی
جونگکوک چند دقیقه ای نگاه کرد بهم بعد از جیب داخل کتش بسته سیگار گرون قیمتش رو دراورد و یکیشو گزاشت گوشه لبش و روشنش کرد و بعد دودش رو فوت کرد و یکم اومد جلو تر و لبه مبل نشست
-:چی شنیدی؟
+:چرا باید بهت جواب بدم
-: نمیدونم؟......شاید برای اینکه نکشمت
+:اونوقت از کجا مطمئنی که این چیزیه که ازش میترسم؟
-:نمیترسی؟
جونگکوک پوزخندی زد و بلند شد و جلوم وایساد و دود سیگارو تو صورتم فوت کرد و گفت: همین حالاش هم پیتر میدونه تا کی اونجا بودی موش کوچولو
+:تا کجا؟
-: فکردی میخوام یه دستی بزنم تا خودت لو بدی؟
خندید و بعد یه نگاهی به مرد پشتیم انداخت و با زبان روسی بهش گفت از کی تا کی اونجا بود (ا/ت روسی بلده)
و مرد پشت سرم جواب داد اخرین جملتونو شنید فقط
او شت جدی دیده منو
-:میگه اخرش رسیدی لیدی
+:خب؟ اولین باری نیست که جاهای عجیبه شک برانگیز میبینمت، عمارت متروکه یادته؟
-:خودت چرا اونجاها هستی؟
ا/ت: خنده ای کرد و گفت: بیخیال جئون، من وکیلم، و به عنوان وکیل یه پرونده طبیعیه که توی یسری جاها باشم، ولی تو وکیل نیستی یا هر کوفت دیگه ای پس نقطه مقابلشی
-: میدونی مشکل تو و امسال تو چیه؟ اینکه فکر میکنین چون درستون خوب بوده و توی یه دانشگاه مطرح تحصیل کردی دیگه خیلی باهوش و زرنگی، ولی اگر یکم از دنیای قشنگو رنگی رنگی خودت فاصله بگیری میمیری، فکر میکردم ادم زرنگی باشی، حداقل به اندازه ای که بفهمی الان توی چه بازی ای هستی، ولی هنوز متوجه نشدی
+:منظورت چیه
جونگکوک پوزخندی زد و دست تو جیب رفت به سمت پنجره که تمام پشت اتاق رو پر کرده بود
-: تو الان پیش خودت فکر میکنی او بچ این یارو خلافکاره میتونم پتش رو بریزم رو اب هوم؟
بعد برگشت رو به من و نگام کرد
-: ولی میدونی چیه؟ این شرکت مال منه و من یه خلافکارم پس تو همدستمی
+: صرفا چون باهات کار میکنم به این معنی نیست همدست ادمی مثل تو ام
_____________________
چطوره خوبه؟
________________
از این پارت به بعد ا/ت علامتش +
و جونگوکوک علامتش -
+: چی باعث شد فکر کنی من تو کارای تو دخالت میکنم؟ من فقط اومدم تو شرکتی که وکیلشم تو معلوم نیست از کدوم گوری پیدات شده و الان منو بستی
جونگکوک چند دقیقه ای نگاه کرد بهم بعد از جیب داخل کتش بسته سیگار گرون قیمتش رو دراورد و یکیشو گزاشت گوشه لبش و روشنش کرد و بعد دودش رو فوت کرد و یکم اومد جلو تر و لبه مبل نشست
-:چی شنیدی؟
+:چرا باید بهت جواب بدم
-: نمیدونم؟......شاید برای اینکه نکشمت
+:اونوقت از کجا مطمئنی که این چیزیه که ازش میترسم؟
-:نمیترسی؟
جونگکوک پوزخندی زد و بلند شد و جلوم وایساد و دود سیگارو تو صورتم فوت کرد و گفت: همین حالاش هم پیتر میدونه تا کی اونجا بودی موش کوچولو
+:تا کجا؟
-: فکردی میخوام یه دستی بزنم تا خودت لو بدی؟
خندید و بعد یه نگاهی به مرد پشتیم انداخت و با زبان روسی بهش گفت از کی تا کی اونجا بود (ا/ت روسی بلده)
و مرد پشت سرم جواب داد اخرین جملتونو شنید فقط
او شت جدی دیده منو
-:میگه اخرش رسیدی لیدی
+:خب؟ اولین باری نیست که جاهای عجیبه شک برانگیز میبینمت، عمارت متروکه یادته؟
-:خودت چرا اونجاها هستی؟
ا/ت: خنده ای کرد و گفت: بیخیال جئون، من وکیلم، و به عنوان وکیل یه پرونده طبیعیه که توی یسری جاها باشم، ولی تو وکیل نیستی یا هر کوفت دیگه ای پس نقطه مقابلشی
-: میدونی مشکل تو و امسال تو چیه؟ اینکه فکر میکنین چون درستون خوب بوده و توی یه دانشگاه مطرح تحصیل کردی دیگه خیلی باهوش و زرنگی، ولی اگر یکم از دنیای قشنگو رنگی رنگی خودت فاصله بگیری میمیری، فکر میکردم ادم زرنگی باشی، حداقل به اندازه ای که بفهمی الان توی چه بازی ای هستی، ولی هنوز متوجه نشدی
+:منظورت چیه
جونگکوک پوزخندی زد و دست تو جیب رفت به سمت پنجره که تمام پشت اتاق رو پر کرده بود
-: تو الان پیش خودت فکر میکنی او بچ این یارو خلافکاره میتونم پتش رو بریزم رو اب هوم؟
بعد برگشت رو به من و نگام کرد
-: ولی میدونی چیه؟ این شرکت مال منه و من یه خلافکارم پس تو همدستمی
+: صرفا چون باهات کار میکنم به این معنی نیست همدست ادمی مثل تو ام
_____________________
چطوره خوبه؟
- ۱۸.۲k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط